بروبچه های سینقان
منوی وبلاگ

سلام
روستاي سينقان در ۳۴درجه و۵۷ دقيقه عرض جغرافيايي و ۵۰ درجه و۵۶ دقيقه طول جغرافيايي با ۲۱۳۰ متر ارتفاع از سطح دريا در شرق شهرستان دليجان در استان مركزي قرار دارد. سينقان از شمال به كوههاي تاغ در ودهستان اردهال واز جنوب به روستاي توت وچهارباغ ، از مشرق به نشلج از توابع كاشان ورشته كوههاي كركس (اردهال) واز مغرب به شهرستان نراق وتقريبا دليجان محدود مي گردد .
فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مقدمه
درباره سینقان
شعر شاعری
اخبار سینقان
مناسبتها
پایه نشین
شب پره
اردیبهشت سینقان
پیوندها
سینقان دشت
سینقان جوان
سینقان city
انجمن شعر کوهستان
هیئت جوانان حضرت علی اصغر (ع) سینقان
پاتوق بچه های دلیجان
سینقان
قالب بلگفا
طراح قالب

از آبادی چه خبر ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام
با این که می دانم اکثر قریب به اتفاق شما عزیزان در این تعطیلات فرصت را غنیمت شمرده وبه روستا سفر کردید واز اخبار روستا کم وبیش مطلع هستید باز هم وظیفه خود دانستم طبق برنامه های گذشته اخبار این مدت روستا را به اطلاع برسانم . زیاد سرتون رو درد نیارم وبروم سراغ اخبار
1- خبر ها را با کمبود آب در سینقان آغاز می کنم . با وجود اعلام مکرر وسفارش فراوان شورای اسلامی ومسئولین روستا به عزیزانی که طی این چند روز به روستا سفر کردند مبنی بر صرفه جویی در مصرف آب آشامیدنی باز هم گوش خیلی ها بدهکار نبود وروستا طی این چند روز با مشکل شدید قطع آب آشامیدنی مواجه شد به حدی که با اضافه شدن آب یکی دیگر از قنوات روستا به منبع آب شرب هم این مشکل آنچنان که باید حل نشد . وجالب اینکه عده ای از شهری ها که به روستا سفر کرده بودند با صراحت عنوان می کردند که آب هست اما از قصد وعمد مسئولین روستا آب را قطع می کنند . قابل توجه این عده : اینکه وضعیت به حدی اظطراری شد که فرماندار شهرستان دلیجان از کشاورزان روستا تقاضا کرد آب بیجگان را هم به آب شرب اضافه کنند تا مشکل حل شود اما کشاورزان روستا از آنجا که قبلا از این ماجرا ضربه خورده بودند مخالفت کردند وگفته میشود با گذاشتن شرطی این موضوع راقبول کردند وآن اینکه این عمل موقتی بوده ومادامی که آب بیجگان به آب شرب اضافه گردد اداره آب هیچ هزینه ای بابت مصرف آب از مردم نگیرد . خوشبختانه فکر میکنم از امروز وبا خلوت شدن روستا این مشکل حل شود .
2- موضوع دیگر اینکه فصل گل محمدی در روستا به پایان رسید . این محصول که همه ساله طی 15 یا 20 روز کشاورزان روستا وبه خصوص زنان را مشغول می کند امسال هم از اواخر اردیبهشت آغاز وتا چند روز پیش هم ادامه داشت .فصل درو جو هم شروع شده . بعضی از میوه ها هم رسیده .
3- موضوع بسار جالب وافتخار برانگیز که شاید حضور عده ای از مردم در روستا مختص همین امر بود برگزاری مراسم ایام فاطمیه بود که امسال خیلی باشکوهتر از سالهای قبل برگزار شد و این موضوع جالب نیز باعث افتخارمان شد که مراسمی که این چند سال اخیر در روستای ما به مدت 10 شب برگزار می گردد وبه دهه فاطمیه معروف است در منطقه تک است واغاز گر این حرکت بزرگ در منطقه روستای شهید پرور سینقان بوده است . اتحاد هیئت های مذهبی وهیئت امنائ مسجد وتلاش بی دریغ هیئت جوانان حضرت علی اصغر (ع) در هرچه منظم تر وباشکوهتر برگزار شدن این مراسم تاثیر به سزلیی داشت . مراسم روز شهادت هم که گویا از طرف هیئت محبان امام حسن مجتبی (سینمقانی های مقیم تهران ) برگزار شد با حضور عزاداران در کوچه های روستا شکوه خاصی پیدا کرد در ضمن سخنران روز شهادت هم حاج آقا هاشمی بودندومداح هم سید محسن قهاری .. لازم می دانم از تک تک عزیزانی که در برگزاری این مراسم ها تلاش وکوشش مبذول داشته اند تشکر وقدردانی نمایم .
4- واما یک انتقاد ... شب شهادت بی بی حضرت فاطمه زهرا فرماندار دلیجان که گویا برای برگزاری جلسه ای در روستا حضور داشت با حضور در مسجد وبدون هماهنگی با هیئت امنا مسجد وهیئت علی اصغری (البته به گفته خودشان ) باب صحبت گشود ودر حضور روحانی از فضایل حضرت فاطمه سخن راند ودر آخر لوح های تقدیری به عده ای تقدیم کرد . انتقاد اینکه با وجود حضور روحانی در مسجد وکوتاهی شب ها سخنرانی فرماندار آن هم در خصوص مطالبی که روحانی مجلس در آن خصوص سخنرانی خواهد کرد کمی جای سوال داشت وموضوع دیگر اینکه دهیار روستا وشورای اسلامی این موضوع را با هیئتی که با برنامه دقیق انجام وظیفه می کرد هماهنگ نکرده بود و.................
5- مطلب دیگر تشکیل شورای مشورتی روستا است که این شورا با اساسنامه ای از دیروز شروع به کار کرد . گفته میشود در این شورا از هر نهاد وهیئتی یک نماینده وجود دارد واز سینقانی های مقیم شهرهای مختلف هم از هر شهری یک نماینده حضور دارد . هدف تشکیل این شورا بررسی پیشنهادات وانتقادات وتلاش جهت انجام کارهای عمرانی در سطح روستا می باشد . مقرر گردید آقای اسماعیل عسگری دهیار روستا توضیحات کامل در این خصوص را برای ما بفرستد تا در اولین فرصت برای اطلاع شما عزیزان در وبلاگ به نمایش گذاشته شود . پس منتظر باشید .
ضمنا اولین جلسه این شورا در منزل آقای اشرفی که این چند روز از سفر بازگشته بودند در روز شهادت حضرت زهرا ودر ساعت 9 صبح برگزار شد . بگذارید اطلاعاتمون در این مورد کامل شود بعد ......
6- مراسم چهلمین روز درگذشت جوان ناکام سید محمد قهاری هم روز جمعه مورخ 17/ 3/87 در مسجد جامع برگزار گردید .
7- موضوع نانوایی هم که فکر کنم دیگر هیچی نگیم بهتره . این زبون گوشتی ما چوب شد وکسی جواب نداد بلکه این شورای مشورتی جوابی بدهد .
8- گفته میشه هیئت جوانان حضرت علی اصغر وهیئت امناء مسجد بلافاصله بعد از مراسم فاطمیه در ساعت 3 بعداظهر تشکیل جلسه داده ودر مورد اعیاد شعبانیه تصمیم هایی گرفته اند . البته این یکی را ما شنیدیم حالا اگر خبری نبوده که .............
خبر دیگری هم اگر بوده ما یادمون نیست
این هم جلوه ای از طبیعت زیبای روستا

این تصویر را هم از سر دوداک ببینید

از مراسم عکسی ندارم ولی قرار شده این چند روز به ایمیلم ارسال گردد . به محض دریافت تصویر شما را بی نصیب نخواهیم گذاشت .
نوشته شده توسط پایه نشین در یکشنبه 1387/03/19 ساعت 20:29 | لینک ثابت |
خبرهایی از آبادی
سلام
باز هم خبرهای جدید از آبادی
تلاش کردیم برای اون دسته از عزیزانی که موفق به سفر ویا ارتباط کامل با روستا نشده اند از اوضاع واحوال روستا گزارشی را تهیه وخدمت انها تقدیم نماییم . هم خبرهای خوب داریم هم خبر های بد ولی فکر می کنم این بار خبرهای منفی بر خبرهای مثبت بچربه .
زیاد سرتون رو در نیارم
1- اول اینکه با گذشتن یک ماه ونیم از فصل زیبای بهار روستای سینقان زیبایی وسرسبزی ولطافت خاصی پیدا کرده اما متاسفانه کمبود بارندگی یا شاید بهتر باشه بگم عدم بارندگی در فصل بهار که اصولا در راه افتادن آب قنوات تاثیر به سزایی دارد باعث نگرانی اهالی روستا شده است . بر عکس سال پیش آب قنات برکی در حال کاهش چشمگیری است واین اوضاع شرایط را برای کشاورزان ناامید کننده کرده است . علاوه بر این سرمای شدید زمستان امسال باعث خشک شدن درختان ضعیفی چون انار، انجیر، خرمالو و.... شده است .
2- از چغاله بادوم براتون بگم که دیگه به قول ما سینقونی ها خر شده است وبه عبارتی دیگه دندون بهش نمی ره این رو گفتم که همه بار سفر رو نبندند وبرای صرف چغاله بادوم راهی ده شوند . این موضوع هم فراموش نشه که دعا کنیم خداوند باران رحمتش را برما نازل فرماید وهم چنین دعا کنیم بادام های امسال دچار مشکلی نشوند تا لااقل دل کشاورزان کمی شاد شود
3- خبر دیگه این که در این هاگیر واگیر عزادار بودن مسلم علی اکبر خان ، یکی دوتا از گونی های بادام این کشاورز عزادار از منزلش به سرقت رفت که گفته می شه آقا دزده گاف داده وپیدا شده . بعد هم با وساطت یک عده از فک وفامیل از ادامه روند شکایت جلوگیری شده و... بگذارید بیش از این توضیح ندهم
4- این قضیه فروش زمین دم میولا از طرف شورا به راضیه هاشمی و رضا عابدی هم دردسر ساز شده ومثل اینکه زمین صاحب پیدا کرده . محمد احمدی معروف به مالک مدعی شده که زمینی که به این اشخاص فروخته شده برای اونه . ازش که خواستن مدرکی ، سندی ، چیزی بیاره که ثابت کنه گفته من همیشه کود های کنده را اینجا می ریختم . ما اینطور شنیدیم که در حین گود برداری زمین همین آقای مالک داخل بیل تراکتور خوابیده واز ادامه کار گود برداری جلو گیری کرده بعد هم با درگیر شدن باشورا ودهیار بعد از تهمت هایی که وارد کرده فحاشی هم کرده که با شکایت شورا مثل اینکه یک شب هم در کلانتری نراق میهمان بوده وگفته می شه که با سند به میهمانیش در پاسگاه خاتمه داده شده . این روند شکایت کردن به مالک خلاصه نشده وغلامرضا یعنی پسر مالک هم از پسر آقاعلی خالویی فر به جرم چرانیدن زمین های سوره شکایت کرده والبته به دادگاه هم کشیده شده ووقتی قاضی پرونده از سیل شکایات این پدر وپسر اظهار ناراحتی کرده گویا غلامرضا از قاضی پرونده هم پیش حراست دادگاه شکایت کرده . البته در هنگام نشان دادن زمین هایی که غلامرضا مدعی شده برای اون بوده وپسر آقاعلی چرانده یکی دوتا از زمین های مردم وزمین های وقفی مسجد را هم صاحب شده وادعا کرده زمین ها برای خودشه . خلاصه این پدر وپسر پاسگاه نراق را تراکندن
5- در خصوص نانوایی هم دهیار روستا فقط حاضر شد این جمله را به خبرنگار ما بگوید که ساخت نانوایی 14 میلیون هزینه در بر دارد که در هنگام خرید زمین کسی فکر این هزینه را نکرده بود وشاید هم قراره آقا شمسی یه جوری با گل تنور وخشت واینجور چیز ها سر وتش را هم بیاره
6- از این تلفن عمومی هم که این آقای ح- س به خاطر عدم اطلاع رسانی ما ما را زیر سوال برد بشنوید که با این که یک ماه از قرار دادنش دم پایه می گذرد هنوز یک هفته ای است که راه افتاده و امکان برقراری تماس باهاش ممکن شده
7- این قضیه وصل شدن تلفن ها به اینترنت وقضیه پست بانک وکافی نت هم که در بهمن ماه کلی رییس مخابرات کلاس گذاشت که ما نمی خواستیم بگوییم وقرار بود در اسفند ما سورپریز مان کنند هم ازش خبری نیست ویا شاید اسفند 87 را گفته باشند
8- اما خبر جالب اینکه دهیاری وشورای روستا دست به حرکت زیبایی زده اند وبا مستقر کردن 10 جایگاه فلزی یا سبدهای زباله در میادین اصلی روستا ومحله هایی که آقای اسماعیل بیکی زباله های مردم را حمل می کرد وپخش کیسه های زباله در بین خانه ها از مردم خواسته شده زباله هاشون را در کیسه های در بسته وداخل این سبدها قرار بدهند وهمچنین قراره یکی دونفر تعیین بشوند وکار شهرداری را انجام بدهند یعنی در هفته دو بار کوچه ها را جارو بزنند واینطور که ما شنیدیم روزی 12 هزار تومان هم مزد بگیرند . البته زباله ها در سینقان لازم نست 9 شب بیرون گذاشته شود بلکه روز های جمعه مردم زباله هاشون بیرون باشه.
9- اما خبری که خیلی ناراحتمون کرد خبر در گذشت یکی از جوان های روستا بود . مطلع شدیم که سید محمد قهاری فرزند سید محمود یکی از جوان های روستا از دار دنیا رخت بر بسته . لازم می دانم این ضایعه را از طرف خودم واهالی وبلاگ روستا خدمت خانواده این عزیز از دست رفته تسلیت عزض نموده برای این عزیز از درگاه خداوند طلب مغفرت وبرای بازماندگان صبر وطول عمر را خواهان وخواستاریم . جمعیتی قابل توجهی برای تشییع پیکر این جوان حاضر شده بودند وبا احترام خاصی هم تشییع شد . مراسم سوم وهفتم هم که دیروز یعنی دوشنبه برگزار شد شلوغ بود . لازم است به اطلاع برسانم مراسمی به یاد آن مرحوم روز جمعه در تهران ، مسجد المهدی واقع در مجیدیه جنوبی برگزار می گردد .
10- چند تایی هم مشهدی وحاجی داشتیم که همه به سلامتی از سفر زیارت باز گشتند . که لازم می دانم یک چشم روشنی به آقا فرید عرض نمایم .
خبر خاص دیگه ای نبود .
بدرود
چند تایی هم عکس با مناسبت با مطالب ببینید .
تشییع پیکر سید محمد قهاری
این هم عکسی از مرحوم سید محمد

مکانیزه شدن سیستم جمع آوری زباله

این هم جلوه ای از بهار

نوشته شده توسط پایه نشین در چهارشنبه 1387/02/18 ساعت 0:34 | لینک ثابت |
خبرهای 20 روز اول عید در سینقان
باز هم سلام
بدون مقدمه برم سر اصل مطلب یعنی همون اخبار تعطیلات عید در سینقان که می دانم اکثر شما از آنها مطلع هستید .
1- اولین حرکت برای شروع سال جدید آخرین حرکت هیئت جوانان حضرت علی اصغر (ع) در پایان سال ۱۳۸۶ بود . این هیئت روز قبل از سال تحویل یعنی ۲۹ اسفند ۸۶ ساعت ۴ بعد اظهر مراسم زیارت عاشورایی را در گلزار شهداء ترتیب داد. گفته می شد از انجا که احتمال می دادند چون لحظه سال تحویل یعنی ۹ صبح روز بعد اکثر مردم کنار خانواده ها باشند این مراسم روز قبل از سال تحویل برگزار شد . تا هم مردم تجدید میثاقی با آرمان های شهدا کرده باشند و هم سال نو را با نغمه زیارت عاشورا شروع کرده باشند . البته اضافه کنم که این حرکتی است که بنیانگذار آن هم همین هیئت جوانان بوده که از ۳سال پیش با همکاری خواهران مکتب الزهرا شروع شده .(پس همین جا عنوان کنم بچه های هیئت جوانان حضرت علی اصغر وخواهران مکتب الزهرا خدا قوت )
2- سینقان مثل عید هر سال شلوغ بود . دم خونه غلامحسین عمه نازه هم شده بود پاتوق اکثر جوان ها . حالا بگذریم که این مسابقات فوتبال ۴ روز اول عید اکثر جوان ها را تو چاله سیل جمع می کرد ولی خوب تو ساعات خاصی از روز دم خونه غلامحسین عمه نازه هم شلوغ می شد ( همون چهار راه دلگشا )
3- مسابقات فوتبال جام شهداء روستای سینقان هم که اولین اقدام فرهنگی و ورزشی هیئت جوانا ن حضرت علی اصغر (ع) ودهیاری محترم روستا در سال جدید بود هم با استقبال بی نظیری روبرو وبرگزار شد والبته در پست قبلی هم خواندید که تیم شهید میر به مقام اول رسید فقط این موضوع را من اصلاح کنم که آقای سید محسن شفیعی که به عنوان داور ومجری نامش برده شده بود مسعود شفیعی بود وبا بازیکن تیم شهید میرکه پسر سعید شفیعی بود فرق میکرد .
4- خیلی از فعالان عرصه وبلاگ را هم در روستا زیارت کردیم . از جمله ح-س ، آقا فرید ، هادی ، شب پره ، قاسم آقا صالحی ، آقای حمید رضا اشرفی ، غلامحسین عمه نازه ویکسری که با اسم مستعار می نویسند . به هر شکل از همه بچه ها متشکریم .
5- خبر های ناگوار کننده هم این بود که دو نفر از هم شهری های عزیز مون که البته یکی ساکن روستا ودیگر ساکن تهران بودند در این ایام به دیار باقی شتافتند .مرحومه خانم شفیعی همسر آقای مسلم علیخانی (مسلم علی اکبر خان ) که لازم میدانم از طرف وبلاگ این مصیبت وارده را به بازماندگان این عزیز از دست رفته خصوصا آقای مهدی مرادی ومحمد مرادی وفامیل های وابسته تسلیت عرض نمایم . همچنین مرحومه خانم معصومه میر دختر سید اکبر میر که در یک سانحه رانندگی جان خود را از دست دادند . این مصیبت را نیز خدمت فامیل هاوبستگان این عزیز از دست رفته تسلیت عرض می نمایم .برای هر دو عزیز از دست رفته از درگاه خداوند طلب مغفرت نموده و برای بازماندگان هر دو مصیبت صبر را از درگاه خداوند خواستاریم .
6- خبر دیگه اینکه آقای مهدی مرتضوی هم در جاده سینقان با ماشین پیکان خودش چپ کرد که خدا را شکر فقط به ماشین وی خساراتی وارد شد والحمدالله برای خودش اتفاقی نیفتاد .
7- از نانوایی هم خبری نشد که نشد
۸- اما برسیم سر مراسم یادواره شهداء روستای سینقان که در روز چهارم عید برگزار شد . می خواستم یک پست کامل به این مطلب اختصاص بدهم ولی پشیمان شدم . این مراسم یادواره شهداء روستامون که یکی دوسالی هست که بحث روش فراوانه که تابستان باشه یا عید، امسال هم با همین بحث ها بالاخره در چهارم عید برگزار شد . اطلاع دارید که سخنران حجت الاسلام مصلحی ریاست سازمان اوقاف وامور خیریه کشور بودند ومداح هم که بسیجی دلسوخته حاج آقا شفیعی . بگذریم که نماینده ولی فقیه در سپاه دلیجان هم در این مراسم سخنرانی کرد . حاج آقا مصلحی که دیر به مسجد آمد وآقای هاشمی یواشکی به مردم گفت که حاج آقا کجاست . سرش را از پشت میکروفن آورد کنار وگفت که حاج آقا را بردند زیارت را نشا نش بدهند .که مبادا حاج آقا دم زیارت صدای جواد هاشمی را بشنود (غافل از اینکه اصلا بلندگوی بیرون مسجد خراب بود وبا همان میکروفن صدا فقط داخل مسجد میامد ) راستش حاج آقا هم آخر صحبت هاش از ساخت زیارت وفرستادن هیئت ویژه ای برای رسیدگی به این موضوع حرف هایی زد وقول های داد . یکسری مسولین هم تشریف فرما شده بودند از جمله نماینده ولی فقیه در سپاه دلیجان ، امام جمعه شهر نراق و.... واز میهمان های ویژه این مراسم نماینده جدید مردم دلیجان ومحلات حاج آقا سلیمی بود که چهار سال پیش وقتی رای نیاورد مراسم یادواره هم نیومد مثل عباسی که امسال وقتی رای نیاورد مراسم یادواره نیومد . من به این نتیجه رسیدم که شاید آدم باید حتما نماینده مجلس باشه تا به مراسم شهدا بیاد . در این بین نباید زحمت های محمد تقی عابدی را نادیده گرفت که برای تمام شهداء روستا به صورت تک تک شعر سروده بود وبه صورت کتابی در گلزار شهدا عرضه می کرد از پست بعدی سعی خواهم کرد از اشعاراین عزیز در رثای شهدا استفاده کنم . پذیرایی هم خوب بود . بساط یادواره هم دو روزی داخل مسجد بود که نمی دونم چرا کسی جمعشون نمی کرد تازه دو روز بعد هم آقای عباس علیخانی با کمک کسی یا دست تنها (نمی دونم ) مسجد رو تمیز کردند یکسری برگه ها هم دادند برای نظرات وانتقادات وپیشنهادات ونظر سنجی در مورد مراسم که خدایی از نتایج این نظر سنجی چیزی به دست ما نرسیده . اما شما می توانید مراسم امسال را در قسمت نظرات تجزیه وتحلیل کنید ونقاط قوت وضعف این مراسم را هم متذکر شوید . در این جا لازم می دانم از همه دست اندرکاران وعزیزانی که در برپا کردن چنین مراسم هایی برای شهدا زحمت می کشند تشکر وقدردانی نمایم .
این هم نمایی از سر دوداک

نوشته شده توسط پایه نشین در دوشنبه 1387/01/19 ساعت 21:51 | لینک ثابت |
از آبادی چه خبر؟
سلام
مثل اینکه خیلی از شما برنامه ریزی کرده بودید که ۲۸ صفر یعنی پنج شنبه جمعه به روستا بیاید وسری بزنید اما ما اربعین هم رفتیم .سری زدیم ودیداری تازه کردیم . البته۲۸ صفر هم رفتیم . امیدوارم این هفته فرصت امدن به ده را پیدا کرده باشید واگر مثل آقای صالحی تشریف نیاوردید عیبی نداره ما براتون میگیم چه خبر بود
اما از آبادی چه خبر
۱- مراسم اربعین حسینی مثل سال های قبل امسال هم به زیبایی هر چه تمام تر برگزار شد اما تفاوت فاحشی که مراسم امسال با سال های قبل داشت برنامه ریزی حرکت دسته های عزاداری در کوچه ها بود که طبق برنامه ریزی های هیئت جوانان وهیئت امناء مسجد مسیر حرکت امسال از مسجد به سمت گلزار شهداء روستا وعزاداری در گلزار وهمچنین تجدید میثاق با آرمانهای شهدا بود که بعد از اتمام مراسم در مسجد جامع راس ساعت 11 دسته های عزاداری به سمت گلزار حرکت کردند ودر گلزار شهدا وکنار مزار شهدا به عزاداری پرداختند شام وصبحانه وناهار نذری هم در این چند شب بر پا بود
۲- اما از 28 صفر وایام شهادت امام حسن وامام رضا براتون بگم . در این دو روز تعطیل هم سینقان شلوغ بود البته نه مثل عید وعاشورا وتاسوعا ولی باز هم بد نبود . برنامه برگزاری مراسم انصافا مثل مراسم های این دو ماه خیلی خوب بود که جا دارد اینجا از عزیزان هیئت امنا مسجد وهیئت جوانان حضرت علی اصغر تشکر ویژه ای نمود .البته یک مورد منفی در این مراسم ها به چشم خورد که هنوز برای بنده جای سوال است که واقعا این موضوع هم با برنامه ریزی هیئت بوده یا نه اگر با برنامه ریزی هیئت یا هیئت امناء مسجد بوده باشه که ............. بی خیال . شب شهادت امام رضا (ع) علی رغم حضور روحانی هیئت در مسجد آقای مهدیزاده نراقی که نمی دونم از کجا یه هو پیداش شد بالای منبر رفت وبه جای اینکه از فضائل این شب واز امام رضا و... حرف بزنه برای نمی دونم آقای فروغی که فکر کنم کاندید شده تبلیغات وسیعی انجام داد . اولا که .. بی خیال می ترسم خطر ناک بشه . ولی خوشحال میشیم اگر در این مورد توضیح بشنویم
۳- بساط تعزیه در هر دو روز به راه بود خیلی هم خوب برگزار شد حالا بگذریم که تعزیه روز شهادت امام رضا خیلی طولانی شد البته خدا را شکر حاج آقا تیموری اعلام کردند که گوشه ای از تعزیه اجرا می شه ویک ساعت ونیم طول کشید. اگر همه تعزیه اجرا می شد که به نماز هم نمی رسیدیم . ونکته مثبتی که تعزیه این دو روز داشت حضور حاج آقا محجوبی بود که فکر کنم از دو سالی پیش تا حالا در تعزیه ها زیارتشون نکرده بودیم . ولی انصافا امسال تعزیه خیلی قشنگ بود
۴- حرفتون نباشه قضیه زیارت هم پیگیری کردم ومتوجه شدم که زیارت سینقان هیئت امنا داره . حالا دلیل اینکه اینقدر این قضیه ساختمان زیارت را راکد گذاشتند رو نفهمیدم که با اداره اوقاف مشکل دارند یا با میراث فرهنگی .اگر از هیئت امنا زیارت هم کسی به وبلاگ سر می زنه که بسم الله ما گوش می کنیم
۶- از ما نشنیده بگیرید اما از نانوایی هم هیچ خبری نیست که نیست . شایعه بود که می گفتند این زمین برای نانوایی کوچیکه واز خرید زمین راضی نیستند . می گن همه زمین تو عقب نشینی میره وچند متری بیشتر باقی نمی مونه به خدا جو سازی نمی کنم شاید آقای عسگری دهیار محترم بتوانند در این زمینه توضیح بدهند وابهامات را برطرف کنند . اتاقک دم درکریز هم نمی دونم برای خوشگلی ساخته شد یا آجر زیادی بوده .
۷- بساط تبلیغات انتخاباتی هم برخلاف اربعین به راه بود واز مهدی زاده نراقی که برای فروغی تبلیغ می کرد بگیر تا عزیز الله ابراهیمی وصمدالله فیروزی وخانم محمودی (که با عکسی که شب 28 صفر در مسجد توسط عوامل تبلیغاتیش پخش شد وهیچ کس جلوش رو نگرفت سرو صدای خیلی ها والبته بساط خنده عده دیگری را فراهم کرد ) وسید حسن عباسی و............. همه به تکاپو بودند تا مثل دوره های قبل برای سینقان گاز وامکانات دیگه بیارند . باز هم از ما نشنیده بگیرید شنیدیم عزیزالله ابراهیمی در منزل یکی از اهالی در روز شهادت امام رضا بعد از ناهار جلسه ای با جوان های روستا داشته . حالا در این جلسه چه گذشته خبر ندارم
۸- بساط ورزش وبه خصوص فوتبال هم به راه بود وشنیدیم که در ایام عید به همت شورا وهیئت جوانان بساط تفریح جوان ها هم فراهم شده ودو تا میز تنیس در مدرسه ابتدایی کار گذاشته شده وتوپ وزمین جادو شده چاله سیل (که می گن اگه برزیل هم تو این زمین با سینقون بازی کنه می بازه ) برای فوتبال آماده است . از سالن ورزشی هم خبری نیست . شاید هم نماینده های جدید کاری کردند
۹- مراسم یادواره شهدای روستا هم بعد از کش وقوس فراوان انگار ۴ فروردین برگزار می شه . اطلاعیه که اینطور نشان می داد
واما خبر جدید جدید جدید
اینکه هیئت جوانان اعلام کرده که با همت دهیاری محترم روستا یک دوره مسابقات گل کوچک در ایام عید در روستا برگزار خواهد شد وبه تیم های اول تا سوم هم جوایزی اهدا خواهد شد طبق آخرین اطلاعات وآمار متقاضیان می توانند اسامی اعضای تیم های خود را در روز اول عید به برادر محمد رضا قهاری یاآقای مسعود شفعیی تحویل دهند
اون بحث شب پره عزیز را هم در این پست ادامه بدهید
این چند تا عکس هم تقدیم به شما









نوشته شده توسط پایه نشین در دوشنبه 1386/12/20 ساعت 23:19 | لینک ثابت |
خبر هایی از آبادی
سلام
چند وقتی بود که نتونستم درست وحسابی سر بزنم ولی خوب مثل اینکه همه فعال هستند
میگن وبلاگ وسایت اون هم در حدی که ما داریم استفاده می کنیم و به نام یک روستا است بیشتر باید جنبه اطلاع رسانی داشته باشه وخبر های داغ روستا را هر هفته ویا دیر تر وزودتر گزارش کنه تا بقیه که سر می زنن هم مطلع بشن. اما بعضی وقتها آدم در تردید می مونه که این خبرتازه را بنویسه یا نه ؟
شاید هم خجالت می کشه بعضی از خبر ها رو بنویسه . خجالت ؟ اره خجالت . تا حالا نکشیدی ؟باشه می نویسم تا شما قضاوت کنید . اصلا آقایی که گفتی بعضی از خبر ها را نباید نوشت شاید غریبه بخونه . خوبیت نداره . برای آبادی زشته . بگذار همه خجالت بکشیم نه ما سینقونی ها بلکه همه مردمی که این مطلب رو می خونن چند روز هست که خبر هایی از آبادی شنیدم که بیشتر بد بوده تا خوب .اما یکی از این چند تا خبر تازه باعث شد که شک کنم اصلا مطلب بنویسم یا نه . ولی می نویسم هر کی هر چی می خواد بگه
1- مثل اینکه جیب یکسری معتاد ودزد ونمی دونم بی پدر ومادر( که من شک دارم از روستای خودمون بوده باشن) خالی شده و این بار دیگه خیلی راحت به ضریح اون تا کوچولوی بزرگوار دستبرد زدن . اره خیلی راحت . سختی شون شکستن دو تا قفل بوده . اره من که از خودم خجالت کشیدم وقتی شنیدم پول های ریارتگاه حوریه خاتون وکاظمه خاتون را به سرقت بردند حالا سرقت به کنار خسارتی که این سارق ها به زیارت وارد کردند بیشتر از اون مبلغی بوده که تو ضریح پیدا کردن . نه این که این دوتا گوشه آبادی غریبند وبرای این اراذل واوباش هم که فرق نمی کنه امام باشه یا فرزند امام یا شما باشید یا من ویا هر کس دیگه .
فکر می کنید این جور آدم ها نیستند ؟ چرا به خدا . مگه روز عاشورا برای گوشواره ها گوش پاره نکردند مگه برای انگشتری انگشت نبریدند خوب این ها هم همون ها هستند دیگه خود همون ها نه از نسل همون........... تازه عاشورا تاسوعا که می شه تو دسته ها عزاداری هم می کنن . یا حسین هم میگن . اگر باور کنید من می گم نماز هم می خونن .مگر شمر نماز نمی خواند . چرا به خدا . اگه این جور افراد نبودند که امام حسین شهید نمی شد . آیت الله رجایی وبهشتی و............... شهید نمی شدند . اخه اینها ..... بی خیال اصلا من دیگه حرف نمی زنم
2- خبر ناراحت کننده دیگه که بدست ما رسید این بود که یکی از مردان زحمت کش روستا دربستر بیماری است . آقای اسدالله حمیدی که همه ما میدونیم چقدر این انسان زحمت کشیده وبرای نان حلال بدست آوردن چه رنج هایی را که در زندگی متحمل نشده وثمره وجودیش هم که دیگه لازم به گفتن نیست بچه هایی که هر کدام از اون یکی آقاتر وکار درست تر . اینو برای چاپلوسی نمی گم اصلا اگر اینطور نبود چیزی نمی نوشتم . خود شما می دونید که چه بچه هایی تحویل جامعه داده . ثمره نان حلال همینه دیگه . دیروز مطلع شدم که حال این پدر بزرگوار خوب نیست ودر بستر بیماری به سر می بره . یادتون باشه مریض زیاد داریم . برای شفای همه مریض های اسلام ومخصوصا مرضای آبادی (اسدالله حمیدی – حسین اسماعیلی .....) دعا کنیم . خدایا همه مرضای اسلام خصوصا این پدر زحمت کش را شفای عاجل عنایت فرما
3- برف اخیری که در سینقان باریده بود وعلاوه بر این که کشاورزها را خوشحال کرده باعث به راه افتادن بازار شکار کبک والبته خونه نشینی خیلی ها شده بود با خوب شدن هوا طی روزهای اخیر ، قسمت زیادیش آب شده والبته سر احمد اصغری حسابی شلوغ شده . اخه تقریبا نیمی از کنتور ها ولوله های سینقان در این مدت ترکید .
بسه زیاد نوشتم. یادتونه گفتم عکس مداح های عاشورای امسال را می گذارم
خوب این هم عکس هاشون







نوشته شده توسط پایه نشین در سه شنبه 1386/11/30 ساعت 18:54 | لینک ثابت |
جلبات"همون جالبات"
سلام
بی مقدمه:
۱-برف روز جمعه ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ یه مرتبه همه رو غافلگیر کرد.در حالیکه همه فکر میکردن یواش یواش دیگه باید با برف و سرما خداحافظی کنن این برف عجیب باعث حیرت همه شد.حودا تا ۳۵ سانتیمتر و البته شاید تا ۴۰ سانت برف اومد.جای همه خالی ۱۳ ساعت بکوب میبارید.من که تا امروز چنین برفی ندیده بودم.شب کنار پنجره تا ساعتها از نیمه شب رفته در اون آرامش وسکوت رویایی به بارش برفها خیره شده بودم.لذتی وصف ناپذیر داشت که تا حالا تجربه نکرده بودم.و البته یاد همه شما هم بودم
۲-بیشتر پیرمردهای روستا هم از برف اونروز به عنوان بیسابقه ترین برف عمرشون یاد میکردن.هم خوشحال بودن به خاطر اینکه امسال سال پر ابیست وهم ناراحت چون توان پایین ریختن اینهمه برف از پشت بامهاشونو نداشتن.و البته خیلیهاشونم دست تنها به امید کمک دیگران نشسته بودن
۳-امسال یکی از بهترین زمستونهای عمرمونو تجربه کردیم و فهمیدیم زمستون یعنی چه؟
بر خلاف بعضیا که مردمشونو فراموش کردن هنوز یکی هست که هیچوقت بندگانشو فراموش نمیکنه.میگین چه ربطی داشت؟!!!آره خوب درست میگین ولی بقیه مطلب و بخونین شاید ربطی داشته باشه
۴-راهداری خیلی لطف کرده بود و تا سر جاده بی بی زبیده خاتون خیلی قشنگ و مامانی جاده رو باز کرده بود.بعدم سر....ببخشیدبعدم راهشو کج کرده بود به طرف بی بی زبیده خاتون قشنگ برفارو کنار زده بود.یه تیغکی هم به جاده روستای ما انداخته بود که فکر کنم اگه اینکارو نمیکرد خطرش خیلی کمتر بود.لااقل اونطوری خیالمون راحت بود که جاده بسته است.البته خوب حق داشتن چون دلیجانیا از اونجا بالاتر نمیان.یه عده شون میرن بی بی زبیده نذرونیازاشونو ادا کنن یه عده هم همونجا کنار جاده سر سره بازی میکنن.حالا روستاییام یه کاری میکنن خودشون.به اونا چه ربطی داره.به هر حال دیگه اینجوریه.حالا کی این دلیجانیا میخوان این نزادپرستیشونو بذارن کنار خدا میدونه.یکی حالیشون کنه بابا الان تو قرن ۲۱ هستیم.دست ور دارین دیگه.حالا خوبه یه روز همین روستاییا شهرو خالی کنه همه.....لا اله الا الله.ولش کن دوباره دعوا میشه
۵-قبضای اب روستارو نگاه کردم.ایفتیضاح بود.برای هر کنده(همون طویله)که یه راس گاو توشه ۱۴۰۰۰ تومان ابونمان میاد.البته فعلانمیگیرن ولی یه روزی تلافی این نگرفته ها هم در میاد"لا نگران".خودشو نگران نکن.آخه همه رو زدن با کاربری تولیدی تجاری.البته خوب باعث افتخار همه ماست.از این به بعد احساس کنید جز خانواده های تولید کننده وتاجرید.خیلی خوبه نه!!!البته ....بازم بگذریم.
۶-وضعیت تلفنهای روستا هم ایفتیضاح بلکه "تر" است.(صفت تفضیلی)برف میاد قطعه بارون میاد قطعه.آفتاب میشه قطعه...خلاصه خیلی باحاله.جالبتر اینکه قیمت هر پالسش از موبایل یه نموره فکر کنم بیشتر باشه.البته یه نمورش مهم نیست بلکه مهم اینه که از تلفن ثابت بهای موبایلو میگیرن.
ولی انصافا بعضیا تو ....اوستانا.بازم بگذریم دعوا میشه
۷-جالبتر از بند ۶ این چیزا (حالا هرچی میخواین اسمشو بذارین)اینه که اگه به بعضی از قبوض محترمه نگاه کنین(ببخشین قبوض محترم.بعضیا ناراحت نشن.ایشتیباه لپی بید)به یه چیزای جلبی(همون جالب آقا فری خودمون)بر میخورین از جمله"عوارض شهرداری"دیگه هیچی نمیگیم فقط....بازم بگذریم
ولی نه اینو بذارین بگم.آخه مگه ما دهداری نداریم.کی گفته باید روستایی عوارض شهرداری بده.شنیده بودیم از بودجه شهرها بخوان روستاهارو آباد کنن ولی نشنیده و ندیده بودیم که از شکم روستایی زحمت کش به خزانه شهر بریزن که اونم الحمدلله به برکت این برف(حالا دیگه خوب چی بگم)دیدیم
۸-من فکر کنم اگه به شرکت ایرانسل خودمون میگفتیم بیاد اونجا دکل بزنه خیلی بهتر بود.چون اینجوری هم تیلیفون همراه داشتیم هم میدونستیم که تیلیفونمون واقعا همراهه که دارن قیمت همراهو میگیرن تازشم جاهای دیگم میشد ببری ولی خوب بعضیان دیگه.تو....استادن .ااااااا بذارین بگم تو پاچه کردن اوستان.آخی راحت شدم.
البته به جان هرکه میپرستین همولایتیهای خودمونو نمیگم.برین بالاتر.جلب "همون جالب اقا فری" نیست که تیلفن بهت بدن به عنوان ثابت که البته ثابت هم هست ولی بهای موبایلاتو ازت بگیرن.خیلی اوستایی میخواد نه!!!!!!!!!!
۹-حالا فهمیدین ربطش چی بود.هنوز نه....ای بابا.حضرات که روستاییارو فراموش کردن .این چند موردو که من عرض کردم مورد اعتراض خیلیا قرار گرفته ولی مشکل اینه که وقتی یه روستایی با ظاهر ساده خودش میاد تو این خراب شده و حقشو میخواد تمسخر میشه و البته شاید تو اتاق روسا یا مسولینم راهشون ندن.پس بذارینشون جز فراموش شدگان.حالا اگه این وسط خدا هم فراموشمون کنه و نعماتشو ازمون بگیره دیگه هیچی.اگه همین برف امسال نبود و بی اب میشدیم دیگه میدونین تابستون چی میشد.تازه عوارض شهرداریم باید میدادیم.حالا دیدی....
ای بابا!!!بازم ربطی نداشت.خیلی خوب پس بیخیال.فراموشش کنین.
۱۰-راستی تکلیف یادتون نره...بازم ربطی نداشت.ای بابا پس بیخیال .فکر کنم مشکل از منه.شاید قویا قاطی کردم."لا جدی""جدی نگیرید"
ولی با همه این چیزا که قرار شد هر چی خواستین اسمشو بذارین بعضی از مطالب فوق خیلی باید برای بعضیا شرم اور باشه.حالا بعضیا خجالت نمیکشن به بعضیای دیگه چه ربطی به مربوط داره
بای
نوشته شده توسط در شنبه 1386/11/13 ساعت 18:59 | لینک ثابت |
خبرهای جدید از آبادی
سلام
قرارمون اینه که حداقل دوهفته یکبار خبرهای دست اول ده رو تو این وبلاگ بنویسیم تا اونایی که فرصت رفتن به سینقان رو پیدا نمی کنن از طریق وبلاگ از اوضاع آبادی با خبر بشن .
راستش این هفته به بهانه عید سعید غدیر و دیدن پدر ومادر و فامیل های سید که اصولا نه در سینقان که در اکثر نقاط کشورمون رسم بر اینه که به دیدارشون برن فرصتی پیش اومد رفتیم به ده .
براتون بگم از ماشین حاجی غلامحسین محجوبی که روز پنج شنبه غلغله بود . راستش تو ماشین وقتی تو رکاب ایستاده بودم یاد روزهایی اوفتادم که مدرسه می رفتم . یاد ماشین آقا مندلی (خدا رحمتش کنه ) یاد حاج احمد اسماعیل بیکی ومینی بوسش که کاملا مشخص بود (خداوند بهش عمر با عزت بده . خدایی مرد زحمت کشی بوده وهست ). خلاصه کلی از اون خاطرات قدیم برام زنده شد . می دونم خیلی ها از اون دوران خاطره دارید .
بگذریم
با وجود این که میدونم خیلی از شما ها این چند روزه سینقون بودید ولی طبق روال دوست داریم اونهایی هم که نبودن از ده وخبرهاش مطلع باشن .
1- از هوا براتون بگم : هوای سینقون مثل خیلی از نقاط دیگه سرد بود سرمایی که ما به عنوان سرمای خشکه می شناسیمش . هوا سوز عجیبی داشت . البته روز شنبه ویکشنبه هوا آفتابی بود ولی سوز رو داشت . اینجور هوا بیشتر از همه کشاورز ها رو ناراحت کرده . بازار آب داغ بردن به پشت قله توسط اونهایی که گاو دارند وباز کردن شیرآبهای یخ زده هم مثل همیشه داغ بود . خدایی وقتی صبح از خواب بلند می شیم ومی بینیم مادر با ظرف آب گرم تو اون سرما میره پشت قله ، آب باز بکنه ، گاو بدوشه ، شیر جوش بیاره ، ماست وپنیر بسازه و..... بعد هم بذاره عقب ماشین من وشما که چیه ؟ بچمون ماست سینقونو دوست داره . چقدر یادشون هستیم ؟ چقدر کمکشون می کنیم ؟ اصلا کمک نکنیم . به خدا تشکر من و شما وبوسیدن دست های پینه بسته شون از هر چقدر پول که ما بهشون میدیم و می بالیم که پولش رو می دادیم ارزشش بیشتره . اونهایی که پدر ومادر داریم بیاین بیشتر به فکرشون باشیم وبیشتر بهشون سر بزنیم . .. وای کجا رفتم ؟
2- اکثر خونه ها کرسی گذاشته بودن . جاتون خالی این چند شبه همش به یاد اون روزها زیر کرسی خوابیدم نمی دونید جه حالی می داد وقتی تا خرخره می رفتی زیر جا
3- از نانوایی هم خبری نبود که نبود . زمینش هم همینطور افتاده بود . اون اتاقکی هم که گفتم دم درکریز ساختن از من نشنیده بگیرید مثل اینکه می خواستن یه عده رو بترسونن . حالا شما می گید نه در حال حاضر همون طور که یک ماه پیش بود اوفتاده .
4- شب وروز عید تو مسجد مراسم جشن بود حاج آقا صالحی سخنران بود و بازار مداحان هم الحمدالله داغ . بانی مراسم روز هم حاج آقا حسن قهاری پسر حاج آقانور بود شب قبلش هم عروسی پسرش در شهرستان محلات برگزار شده بود . اون روز هم در حسینیه روستا همه مردم رو ناهار دعوت کرده بود . ناهار هم ته چین مرغ بود . (انشاالله پسر وعروسش به پای هم پیر بشن وخدا وند نظرشون رو قبول کنه )
5- یه جلسه هم بعد از مراسم تو مسجد برگزار شده بود که گویا شورا وهیئت امناء مسجد وهیئت حضرت علی اصغر در مورد مراسم محرم وصفر برنامه ریزی می کردن . اینوفعلا به کسی نگین تا خبرش پخش بشه .
6- واما از مسائل سیاسی روز سینقان براتون بگم که شورای سینقان کماکان در حال فعالیت می باشد اما هنوز وضعیت دهیار روستا مشخص نیست . بعد از برکناری غلامحمد قنبری که مدتها بعد از روی کار آمدن شورا مسئله ای عجیب وغریب شده بود آقای ابراهیم کریمی به عنوان دهیار معرفی شد اما اینبار شنیدیم ابراهیم هم استعفا داده . از ما نشنیده بگیرید می گن دلیلش این بوده که استقلال کاری نداشته (یعنی براش تصمیم می گرفتن ). خلاصه شنیدیم که اینبار خانم ام البنین عابدی مسولیت خطیر دهیاری روستا رو به عهده گرفته .
7- وضعیت مسجد وحسینه هم به همت آقا اسماعیل هاشمی روبه راه شده بود مثل اینکه یک عده ثبت نام کردن وهر ماه 1000 تومان به مسجد کمک می کنن این طرح البته جواب هم داده وخیلی ها پول یکسالشون رو یکجا دادن کسانی هم که می خوان کمک کنند بشتابند . از حسینیه هم بگم دری که از تو باغ باز بود به علت نارضایتی صاحبان باغ مسدود شده وتردد از درهای بالا صورت می گیرد
دیگه خبری نبود





نوشته شده توسط پایه نشین در دوشنبه 1386/10/10 ساعت 22:30 | لینک ثابت |
خبر هایی از روستا
از سینقان چه خبر
سلام
فرصتی پیش آومد واین هفته سفری به ده داشتم ویک چند روزی را به بهانه صله رحم در روستا بیتوته کردم .
نمی دونم از کجا شروع کنم !!!!
راستش خیلی دوست داشتم روز پنج شنبه زود برسم وسری هم به گلزار بزنم ولی متاسفانه به موقع نرسیدم ومجبور شدم این برنامه را به روز بعد موکول کنم . براتون بگم سرمزار قو پر نمیزد . خلوت اصلا به این فکر افتادم که از این به بعد روزهای خلوت بیام سرمزار ادم رو خیلی عوض می کنه. وقتی می بینی این همه آدم که یک روز برای خودشون نام ونشانی داشتن الان تو این خلوت زیر این همه خاک ! وای ! . حالا اگر این شب جمعه هم نباشه تا بیایم سر مزارشون ویادمون بیاد که اینها هم بودن ، به خدا اینقدر درگیر مسائل زندگی شدیم که یادشون هم نیستیم تا با یادشون یه کم به خودمون بیایم .
خدا همه رفتگان را بیامرزه
بی خیال از آب وهوا براتون بگم روز جمعه صبح بارون خوبی اومد از روز بعدش هم هوا خوب شد من که راه افتادم دقیقا مثل بهار بود . به جز سه یا چهار سری باران پاییز امسال سینقان دیگه بارونی ندید ولی اونقدر زردی این فصل تو دهمون به چشم می خوره که آدم دلش می خواد هر روز بره دم زیارت خونی ، زیر باغچه ، مرغزار و... واز این طبیعت زیبا لذت ببره .
از اون اتاقک که دم در کریز ساخته شده براتون بگم که تقریبا تکمیلش کردن ولی خدایی از پست وگشت شبانه واز این جور مسائل هم خبری نبود از شورا پرسیدیم گفتند در دست اقدامه حالا این طرح چه موقع به بهربرداری برسه وچه کسی افتتاحش کنه نمی دونم . در ضمن از اون تاریخ که شروع به ساخت اتاقک کردن این قضیه دزدی هم نه که قطع نشد که گفته می شه موشها به خونه های محمد کاشی و سید مرتضی هاشمی هم رسوخ کردن ولی مثل اینکه پنیر وگردو وبادوم خوب گیرشون نیومده ودست خالی از همون سوراخ که وارد شدن اومدن بیرون
روز جمع دم خونه غلامحسین عمه نازه ویا به قول جوان های سینقان سر چهار راه دلگشا 10 الی 11 نفری جوان دیده می شد ولی روز بعد دو ، سه تایی بودن خلاصه اینکه هنوز می شه جوان تو آبادی پیدا کرد
مورد دیگه ای که توجه منو به خودش جلب کرد اینکه اکثر مردم سینقان از کاهگل خسته شدند ورو به ایزوگام وشیروانی اوردن وخلاصه بازار ایزوگام وشیروانی داغه . الان در حال حاضر نیمی از خانه های سینقان از سیستم کاهگل پشت بام به سیستم ایزوگام وشیروانی تغییر فرم داده اند شاید هم برای اینکه از پارو کردن برف راحت بشن ! نمیدونم!
اما قضیه مهمتر نانوایی روستاست که می خواستم در موردش مطالبی بنویسم . چند وقت پیش شورای روستا با هماهنگی یکسری از خیرین روستا تصمیم به راه اندازی نانوایی در روستا گرفتن وخوشبختانه قضیه را به صورت جدی دنبال کردند . چند وقتی از بحث در مورد این قضیه گذشته بود که متوجه شدیم منزل سید امیر میری درست در مرکز روستا یا میدان پایه به قیمت 15000000ریال خریداری شده . مبالغی که برای خرید زمین ، ساخت نانوایی و.... هزینه خواهد شد از محل صندوق هایی که چند سال پیش بین سینقانیها توزیع شد وتا کنون به گفته حاج محمود تیموری مصارف زیادی برای عمران روستا داشته وهمچنین کمک هایی که از سینقانی های مقیم شهرستان ها جمع آوری می شود تامین می گردد . در مورد اینکه آیا فرمانداری دلیجان در این خصوص کمکی می کند یا نه اطلاعی ندارم اما اینقدر براتون بگم که زمین خریداری شده توسط شورا گود برداری شده وآماده احداث ساختمان نانوایی است این ساختمان درست روبروی آب انبار قرار دارد در خصوص سوالی که یکی از نظر دهندگان در سایت در خصوص نحوه کمک کردن پرسیده بودن خدمتشون عرض کنم که هر هفته شب شنبه هیئت منزل یکی از سینقانی ها برگزار می شه که در اون مراسم کمک ها جمع آوری می شه می دونم که فردا شب ای مراسم منزل شیخ محمود باقری در دهکده المپیک برگزار می شه آدرس ندارم اگر کسی می دونه در قسمت نظرات بنویسه
چند دقیقه ای هم دم آب انبار ایستادم وبه این بنای زیبا خیره شدم یادم باشه در مورد این بنا در پست بعدی براتون بنویسم .
در آخر این چند تا عکس هم هدیه به شما عزیزان

