تبليغاتX
بروبچه های سینقان

بروبچه های سینقان

منوی وبلاگ

درباره وبلاگ

سلام
روستاي سينقان در ۳۴درجه و۵۷ دقيقه عرض جغرافيايي و ۵۰ درجه و۵۶ دقيقه طول جغرافيايي با ۲۱۳۰ متر ارتفاع از سطح دريا در شرق شهرستان دليجان در استان مركزي قرار دارد. سينقان از شمال به كوههاي تاغ در ودهستان اردهال واز جنوب به روستاي توت وچهارباغ ، از مشرق به نشلج از توابع كاشان ورشته كوههاي كركس (اردهال) واز مغرب به شهرستان نراق وتقريبا دليجان محدود مي گردد .


فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
آرشیو موضوعی
مقدمه
درباره سینقان
شعر شاعری
اخبار سینقان
مناسبتها

نویسندگان
پایه نشین
شب پره
اردیبهشت سینقان

پیوندها
سینقان دشت
سینقان جوان
سینقان city
انجمن شعر کوهستان
هیئت جوانان حضرت علی اصغر (ع) سینقان
پاتوق بچه های دلیجان
سینقان
قالب بلگفا
طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ

خبر هایی از آبادی

سلام

چند وقتی بود که نتونستم درست وحسابی سر بزنم ولی خوب مثل اینکه همه فعال هستند

میگن وبلاگ وسایت اون هم در حدی که ما داریم استفاده می کنیم و به نام یک روستا است بیشتر باید جنبه اطلاع رسانی داشته باشه وخبر های داغ روستا را هر هفته ویا دیر تر وزودتر گزارش کنه تا بقیه که سر می زنن هم مطلع بشن.  اما بعضی وقتها آدم در تردید می مونه  که این خبرتازه را بنویسه یا نه ؟

شاید هم خجالت می کشه بعضی از خبر ها رو بنویسه  . خجالت ؟ اره خجالت . تا حالا نکشیدی ؟باشه می نویسم تا شما قضاوت کنید . اصلا آقایی که گفتی بعضی از خبر ها را نباید نوشت شاید غریبه بخونه . خوبیت نداره . برای آبادی زشته . بگذار همه خجالت بکشیم نه ما سینقونی ها بلکه همه مردمی که این مطلب رو می خونن   چند روز هست که خبر هایی از آبادی شنیدم که بیشتر بد بوده تا خوب .اما یکی از این چند تا خبر تازه باعث شد که شک کنم اصلا مطلب بنویسم یا نه . ولی می نویسم هر کی هر چی می خواد بگه

1-     مثل اینکه جیب یکسری معتاد ودزد ونمی دونم بی پدر ومادر( که من شک دارم از روستای خودمون بوده باشن) خالی شده  و این بار دیگه خیلی راحت به ضریح اون تا کوچولوی بزرگوار دستبرد زدن . اره خیلی راحت . سختی شون شکستن دو تا قفل بوده . اره من که از خودم خجالت کشیدم وقتی شنیدم  پول های ریارتگاه حوریه خاتون وکاظمه خاتون را به سرقت بردند حالا سرقت به کنار خسارتی که این سارق ها به زیارت وارد کردند بیشتر از اون مبلغی بوده که تو ضریح پیدا کردن . نه این که این دوتا گوشه آبادی غریبند وبرای این اراذل واوباش هم که فرق نمی کنه امام باشه یا فرزند امام یا شما باشید یا من ویا هر کس دیگه .

فکر می کنید این جور آدم ها نیستند ؟ چرا به خدا . مگه روز عاشورا برای گوشواره ها گوش پاره نکردند مگه برای انگشتری انگشت نبریدند خوب این ها هم همون ها هستند دیگه خود همون ها نه از نسل همون........... تازه عاشورا تاسوعا که می شه تو دسته ها عزاداری هم می کنن . یا حسین هم میگن . اگر باور کنید من می گم نماز هم می خونن .مگر شمر نماز نمی خواند . چرا به خدا .  اگه این جور افراد نبودند که امام حسین شهید نمی شد . آیت الله رجایی وبهشتی و............... شهید نمی شدند .  اخه اینها ..... بی خیال  اصلا من دیگه حرف نمی زنم

2-     خبر ناراحت کننده دیگه که بدست ما رسید این بود که یکی از مردان زحمت کش روستا دربستر بیماری است . آقای اسدالله حمیدی که همه ما میدونیم چقدر این انسان زحمت کشیده وبرای نان حلال بدست آوردن چه رنج هایی را که در زندگی متحمل نشده وثمره وجودیش هم که دیگه لازم به گفتن نیست بچه هایی که هر کدام از اون یکی آقاتر وکار درست تر . اینو برای چاپلوسی نمی گم اصلا اگر اینطور نبود چیزی نمی نوشتم . خود شما می دونید که چه بچه هایی تحویل جامعه داده . ثمره نان حلال همینه دیگه . دیروز مطلع شدم که حال این پدر بزرگوار خوب نیست ودر بستر بیماری به سر می بره  . یادتون باشه مریض زیاد داریم . برای شفای همه مریض های اسلام ومخصوصا مرضای آبادی (اسدالله حمیدی – حسین اسماعیلی .....) دعا کنیم . خدایا همه مرضای اسلام خصوصا این پدر زحمت کش را شفای عاجل عنایت فرما

3-     برف اخیری که در سینقان باریده  بود وعلاوه بر این که کشاورزها را خوشحال کرده باعث به راه افتادن بازار شکار کبک والبته خونه نشینی خیلی ها شده بود با خوب شدن هوا طی روزهای اخیر ، قسمت زیادیش آب شده  والبته سر احمد اصغری حسابی شلوغ شده . اخه تقریبا نیمی از کنتور ها ولوله های سینقان در این مدت ترکید .

بسه زیاد نوشتم.  یادتونه گفتم عکس مداح های عاشورای امسال را می گذارم

خوب این هم عکس هاشون                       

                  

 

                                                   

 

 

 

                                          

 

 

این هم عکس مداحان جدید والبته نونهال روستا

 



 


نوشته شده توسط پایه نشین در سه شنبه 1386/11/30 ساعت 18:54 | لینک ثابت |



"شعر زیر  از مجموعه اشعار شاعر توانمند کشورمان مرحوم مهدی اخوان ثالث است.این شعرو نوشتم تا به قول آقا فرید هم دعواها کمتر بشه هم برای تنوع!!!!!!!!!!ولی با دقت بخونین و...!"

1

هوا سرد است و برف آهسته بارد
 ز ابری ساکت و خاکستری رنگ
 زمین را بارش مثقال ، مثقال
فرستد پوشش فرسنگ ، فرسنگ
سرود کلبه ی بی روزن شب
 سرود برف و باران است امشب
 ولی از زوزه های باد پیداست
 که شب مهمان توفان است امشب
 دوان بر پرده های برفها ، باد
 روان بر بالهای باد ، باران
 درون کلبه ی بی روزن شب
 شب توفانی سرد زمستان
 آواز سگها
زمین سرد است و برف آلوده و تر
 هواتاریک و توفان خشمناک است
 کشد - مانند گرگان - باد ، زوزه
ولی ما نیکبختان را چه باک است ؟
 کنار مطبخ ارباب ، آنجا
 بر آن خاک اره های نرم خفتن
 چه لذت بخش و مطبوع است ، و آنگاه
عزیزم گفتم و جانم شنفتن
وز آن ته مانده های سفره خوردن
و گر آن هم نباشد استخوانی
 چه عمر راحتی دنیای خوبی
 چه ارباب عزیز و مهربانی
ولی شلاق ! این دیگر بلایی ست
بلی ، اما تحمل کرد باید
 درست است اینکه الحق دردناک است
ولی ارباب آخر رحمش اید
گذارد چون فروکش کرد خشمش
 که سر بر کفش و بر پایش گذاریم
شمارد زخمهامان را و ما این
محبت را غنیمت می شماریم
2
خروشد باد و بارد همچنان برف
ز سقف کلبه ی بی روزن شب
شب توفانی سرد زمستان
زمستان سیاه مرگ مرکب
آواز گرگها
زمین سرد است و برف آلوده و تر
 هوا تاریک و توفان خشمگین است
کشد - مانند سگها - باد ، زوزه
زمین و آسمان با ما به کین است
شب و کولاک رعب انگیز و وحشی
شب و صحرای وحشتنک و سرما
بلای نیستی ، سرمای پر سوز
 حکومت می کند بر دشت و بر ما
نه ما را گوشه ی گرم کنامی
 شکاف کوهساری سر پناهی
 نه حتی جنگلی کوچک ، که بتوان
در آن آسود بی تشویش گاهی
 دو دشمن در کمین ماست ، دایم
دو دشمن می دهد ما را شکنجه
برون : سرما درون : این آتش جوع
که بر ارکان ما افکنده پنجه
دو ... اینک ... سومین دشمن ... که ناگاه
برون جست از کمین و حمله ور گشت
سلاح آتشین ... بی رحم ... بی رحم
نه پای رفتن و نی جای برگشت
بنوش ای برف ! گلگون شو ، برافروز
 که این خون ، خون ما بی خانمانهاست
که این خون ، خون گرگان گرسنه ست
که این خون ، خون فرزندان صحراست
درین سرما ، گرسنه ، زخم خورده ،
دویم آسیمه سر بر برف چون باد
 ولیکن عزت آزادگی را
نگهبانیم ، آزادیم ، آزاد

"روحش شاد"


نوشته شده توسط در جمعه 1386/11/26 ساعت 0:6 | لینک ثابت |


جلبات"همون جالبات"
سلام

بی مقدمه:

۱-برف روز جمعه ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ یه مرتبه همه رو غافلگیر کرد.در حالیکه همه فکر میکردن یواش یواش دیگه باید با برف و سرما خداحافظی کنن این برف عجیب باعث حیرت همه شد.حودا تا ۳۵ سانتیمتر و البته شاید تا ۴۰ سانت برف اومد.جای همه خالی ۱۳ ساعت بکوب میبارید.من که تا امروز چنین برفی ندیده بودم.شب کنار پنجره تا ساعتها از نیمه شب رفته در اون آرامش  وسکوت رویایی به بارش برفها خیره شده بودم.لذتی وصف ناپذیر داشت که تا حالا تجربه نکرده بودم.و البته یاد همه شما هم بودم

۲-بیشتر پیرمردهای روستا هم از برف اونروز به عنوان بیسابقه ترین برف عمرشون یاد میکردن.هم خوشحال بودن به خاطر اینکه امسال سال پر ابیست وهم ناراحت چون توان پایین ریختن اینهمه برف از پشت بامهاشونو نداشتن.و البته خیلیهاشونم دست تنها به امید کمک دیگران نشسته بودن

۳-امسال یکی از بهترین زمستونهای عمرمونو تجربه کردیم و فهمیدیم زمستون یعنی چه؟

بر خلاف بعضیا که مردمشونو فراموش کردن هنوز یکی هست که هیچوقت بندگانشو فراموش نمیکنه.میگین چه ربطی داشت؟!!!آره خوب درست میگین ولی بقیه مطلب و بخونین شاید ربطی داشته باشه

۴-راهداری خیلی لطف کرده بود و تا سر جاده بی بی زبیده خاتون خیلی قشنگ و مامانی جاده رو باز کرده بود.بعدم سر....ببخشیدبعدم راهشو کج کرده بود به طرف بی بی زبیده خاتون قشنگ برفارو کنار زده بود.یه تیغکی هم به جاده روستای ما انداخته بود که فکر کنم اگه اینکارو نمیکرد خطرش خیلی کمتر بود.لااقل اونطوری خیالمون راحت بود که جاده بسته است.البته خوب حق داشتن چون دلیجانیا از اونجا بالاتر نمیان.یه عده شون میرن بی بی زبیده نذرونیازاشونو ادا کنن یه عده هم همونجا کنار جاده سر سره بازی میکنن.حالا روستاییام یه کاری میکنن خودشون.به اونا چه ربطی داره.به هر حال دیگه اینجوریه.حالا کی این دلیجانیا میخوان این نزادپرستیشونو بذارن کنار خدا میدونه.یکی حالیشون کنه بابا الان تو قرن ۲۱ هستیم.دست ور دارین دیگه.حالا خوبه یه روز همین روستاییا شهرو خالی کنه همه.....لا اله الا الله.ولش کن دوباره دعوا میشه

۵-قبضای اب روستارو نگاه کردم.ایفتیضاح بود.برای هر کنده(همون طویله)که یه راس گاو توشه ۱۴۰۰۰ تومان ابونمان میاد.البته فعلانمیگیرن ولی یه روزی تلافی این نگرفته ها هم در میاد"لا نگران".خودشو نگران نکن.آخه همه رو زدن با کاربری تولیدی تجاری.البته خوب باعث افتخار همه ماست.از این به بعد احساس کنید جز خانواده های تولید کننده وتاجرید.خیلی خوبه نه!!!البته ....بازم بگذریم.

۶-وضعیت تلفنهای روستا هم ایفتیضاح بلکه "تر" است.(صفت تفضیلی)برف میاد قطعه بارون میاد قطعه.آفتاب میشه قطعه...خلاصه خیلی باحاله.جالبتر اینکه قیمت هر پالسش از موبایل یه نموره فکر کنم بیشتر باشه.البته یه نمورش مهم نیست بلکه مهم اینه که از تلفن ثابت بهای موبایلو میگیرن.

ولی انصافا بعضیا تو ....اوستانا.بازم بگذریم دعوا میشه

۷-جالبتر از بند ۶ این چیزا (حالا هرچی میخواین اسمشو بذارین)اینه که اگه به بعضی از قبوض محترمه نگاه کنین(ببخشین قبوض محترم.بعضیا ناراحت نشن.ایشتیباه لپی بید)به یه چیزای جلبی(همون جالب آقا فری خودمون)بر میخورین از جمله"عوارض شهرداری"دیگه هیچی نمیگیم فقط....بازم بگذریم

ولی نه اینو بذارین بگم.آخه مگه ما دهداری نداریم.کی گفته باید روستایی عوارض شهرداری بده.شنیده بودیم از بودجه شهرها بخوان روستاهارو آباد کنن ولی نشنیده و ندیده بودیم که از شکم روستایی زحمت کش به خزانه شهر بریزن که اونم الحمدلله به برکت این برف(حالا دیگه خوب چی بگم)دیدیم

۸-من فکر کنم اگه به شرکت ایرانسل خودمون میگفتیم بیاد اونجا دکل بزنه خیلی بهتر بود.چون اینجوری هم تیلیفون همراه داشتیم هم میدونستیم که تیلیفونمون واقعا همراهه که دارن قیمت همراهو میگیرن تازشم جاهای دیگم میشد ببری ولی خوب بعضیان دیگه.تو....استادن .ااااااا بذارین بگم تو پاچه کردن اوستان.آخی راحت شدم.

البته به جان هرکه میپرستین همولایتیهای خودمونو نمیگم.برین بالاتر.جلب "همون جالب اقا فری" نیست که  تیلفن بهت بدن به عنوان ثابت که البته ثابت هم هست ولی بهای موبایلاتو ازت بگیرن.خیلی اوستایی میخواد نه!!!!!!!!!!

۹-حالا فهمیدین ربطش چی بود.هنوز نه....ای بابا.حضرات که روستاییارو فراموش کردن .این چند موردو که من عرض کردم مورد اعتراض خیلیا قرار گرفته ولی مشکل اینه که وقتی یه روستایی با ظاهر ساده خودش میاد تو این خراب شده و حقشو میخواد تمسخر میشه و البته شاید تو اتاق روسا یا مسولینم راهشون ندن.پس بذارینشون جز فراموش شدگان.حالا اگه این وسط خدا هم فراموشمون کنه و نعماتشو ازمون بگیره دیگه هیچی.اگه همین برف امسال نبود و بی اب میشدیم دیگه میدونین تابستون چی میشد.تازه عوارض شهرداریم باید میدادیم.حالا دیدی....

ای بابا!!!بازم ربطی نداشت.خیلی خوب پس بیخیال.فراموشش کنین.

۱۰-راستی تکلیف یادتون نره...بازم ربطی نداشت.ای بابا پس بیخیال .فکر کنم مشکل از منه.شاید قویا قاطی کردم."لا جدی""جدی نگیرید"

ولی با همه این  چیزا که قرار شد هر چی خواستین اسمشو بذارین بعضی از مطالب فوق خیلی باید برای بعضیا شرم اور باشه.حالا بعضیا خجالت نمیکشن به بعضیای دیگه چه ربطی به مربوط داره

 

بای

 


نوشته شده توسط در شنبه 1386/11/13 ساعت 18:59 | لینک ثابت |


اخباری از مراسم دهه اول محرم در سینقان

سلام

از سینقون که برگشتم به وبلاگ سری زدم . شپ پره پست های قشنگی نوشته بود . اما مثل اینکه 90 درصد بازدیدکنندگان سینقون بودند ویا اینکه این چند روزه به وبلاگ سر نزدند . خوب عیبی نداره .

انشاالله عزاداری همه شما قبول باشه .

کلی نوشتم وعکس انتخاب کردم که پست جدید ی براتون بگذارم اما باور کنید صبح که رفتم به امید اینکه بعد از ظهر مشغول بشم اینقدر مشغله داشتم که حتی این چند روز کامپیوتر را هم روشن نکردم حس کردم الان همه کفری شدند .

امیدوارم مرا عفو بفرمایید .

ما هم مثل خیلی های دیگه فرصت پیدا کردیم ودر ایام تاسوعا وعاشورای حسینی ترجیح دادیم برای عزاداری به روستا برویم .  هول  هوای سرد هم نتونسته بود خیلی ها رو از اومدن به سینقون باز داره . به سینقونی بودنم وبه مردم روستام افتخار کردم  . وارد آبادی که شدم با صحنه زیبایی روبرو شدم تمام مسیر های اصلی روستا از درکریز تا مسجد جامع واز میدان پایه به طرف پایین تا نیمه میدانه ویا همون میدان امام حسین واز پایه تا مسجد کربلایی غلامحسین واز اونجا تا مسجد جامع  وخلاصه تمام مسیر دسته های عزاداری سیاه پوش بود .

فکر نمی کردم با این برف اصلا خبری از مشکی کردن کوچه ها باشه . با خودم گفتم ماشالله به این همت وغیرت . ماشین که دم درکریز نگه داشت . 

حالا چه خبر بود

1-     آقا ، این بچه هایی که تو برف وسرما وباد دمه  پرچم زده بودند بیکار نشسته بودند ومثل اینکه از شورا خواسته بودند نمک برای برف ها بیاره . با تلاش های عباس علیخانی نمک آورده بودند واین بر وبچ هم بیل به دست برف ها را با فرقون جابجا می کردند ونمک ها را با فرقون تو کوچه ها پخش می کردند . انصافا خیلی تلاش می کردند . من از این عزیزان نامی نمی برم . شاید راضی نباشند. فقط به همتشون احسنت میگم ومیگم اجرشون با امام حسین .

2-     مراسم امسال خیلی هماهنگ تر از مراسم های سالهای پیش بود ونشان میداد که این نشست مشترک هیئت ها وشورا بی نتیجه نبوده است . شام ونهاهار هم بجز شب عاشورا که بعد از مراسم بود هر شب بعد از نماز بود . ومن فکر میکنم این مشکل شب عاشورا مشکل .... بی خیال . تازه اونهم با برنامه ریزی که شده بود خللی در مراسم ایجاد نکرد .

3-     مراسم هر شب از مسجد مرحوم کربلایی غلامحسین شروع می شد

4-     از شب اول هم شام به راه بوده ومراسم عزاداری خیلی بهتر از سالهای قبل برگزار شد

5-     مراسم امسال حاشیه ای نداشت (حال بماند که تو هر مراسمی یکسری از همون هایی که شب پره عزیز به عنوان حاج بازاری ازشون نام برد دوست دارند ریاست کنند واین قضیه در سینقان ما خیلی کمتر دیده می شه شاید هم اصلا دیده نمی شه امسال هم شکر خدا موردی نبود )

6-     هوا این چند روز به قدری خوب بود که گوشه ای از تعزیه هم برگزار شد . دسته های عزاداری در کوچه ها به عزاداری پرداختند . نخل سیاه پوش شده تا دم مسجد اومد ولی حمل نشد بچه های هیئت اعلام کردند چون ممکن است در این یخ باقی مانده از سرما مشکلی برای کسی ایجاد بشه وسلامتی عزاداران مهمه نخل حمل نمی شه . خیمه ها بر پا شد ومراسم شب شام غریبان هم با شکوه برگزار شد .

7-     خیلی ها به دلیل اینکه راهشون دور بود ویا اینکه بچه مدرسه ای داشتند غروب عاشورا رفتند . عده ای تا آتش زدن خیمه ها صبر کردند بعد از مراسم دم پایه رفتند وعده کم باقی مونده بعد از مراسم در مسجد وبعضی صبح زود رفتند

8-     بازار مداحان هم داغ بود البته تو سینقون در این ایام  کسی برای پول نمی خونه ولی می دونید سینقون ما خوشبختانه همیشه از نظر مداحان عزیز غنی بوده است . امسال چیزی که بیشتر جلب توجه می کرد حضور مداحان نوجوان وجدید در این عرصه بود ،دوتا مداح نو نهال هم در جمع مداحان بودند یکی امیر حسین ملکی پسر غلام امام حسن محسن ملکی واون یکی پسر سید حسن قهاری نوه سید احمد قهاری بود نمی دونم اسمش چی بود . خدا برا پدر ومادرشون نگه شون داره .

9-     برف وسرمای شدید روزهای قبل آب خیلی از خونه ها رو قطع کرده بود از خونه مسلم پورحسینی به بالا واز خونه غلامعلی باقری به طرف پشت قله وخونه های جلیل احمدی وفکرکنم ناصراحمدی وبعضی ها دیگه به علت یخ زدگی آب نداشتند . مثل اینکه اتش کردن هم فایده نداشته ولوله ها باز نشده بود . خیلی از کنتور ها هم ترکیده بود .

10- خیلی ها هم نیومده بودند . نمی دونم از سرما ترسیده بودند ویا ویا بچه مدرسه ای داشتند ویا راهشون دور بود ویا .............................

11- دو تا دوربین از هیئت جوانان مراسم امسال را ساپورت می کرد میگن فیلم ها هم این چند روزه آماده می شه . حالا از کی باید تحویل گرفت من خبر ندارم

12- از این قضیه دهیار هم براتون بگم که طبق شنیده های ما دهیار جدید هم استعفا داده حالا به چه دلیل نمی دونم .

13- امروز که این مطلب را می نویسم شنیدم که دو روز پیش برف سنگین دیگری سینقان رو پوشانده ومردم را به پشت بام ها کشونده .

در پایان بگم عکس زیاد دارم فعلا این یازده تا روداشته باشین تا بعد

در ضمن اونهایی که سینقون بودند در باره مراسم امسال نظر بدهند ومراسم را تجزیه وتحلیل کنند اشکال ها رو بگویند وانتقاد کنند وپیشنهاد بدهند چه اشکالی داره .


نمونه ای از سعی وتلاش هیئتی ها . البته تلاش نکنید چون این عکس ها برای خودم نیست

 

 

 

این هم شب تاسوعای حسینی ودم پایه

 

این هم روز تاسوعا و نمایی از دسته های عزاداری

 

این یکی رو صرفا برای حمید آقا گذاشتم تا بدونه در نبودش تلاش خانواده اش برای گرم نگه داشتن مراسم عزاداری زیبا بود .

 

این صحنه شکار قشنگی بود انصافا خودم حال کردم.روز عاشورا

 

گفتم گوشه ای از تعزیه خوانده شد این هم تصویری از سر قله

 

این هم نخل که تا درب مسجد حمل شد و الان ظهر عاشورا است.

 

شب شام غریبان و اشکی بیاد غارت خیمه ها واتش زدن خیمه ها

یادمون نره که بعضی ها امسال از خدا سلامتی شونو خواستن  خدایی در همه حال برای شفای مریض ها دعا کنیم . حسین اسماعیلی در حال سیخ زدن حلیم

 


نوشته شده توسط پایه نشین در جمعه 1386/11/05 ساعت 18:33 | لینک ثابت |


بروبچه های سینقان

بروبچه های سینقان

منوی وبلاگ

درباره وبلاگ

سلام
روستاي سينقان در ۳۴درجه و۵۷ دقيقه عرض جغرافيايي و ۵۰ درجه و۵۶ دقيقه طول جغرافيايي با ۲۱۳۰ متر ارتفاع از سطح دريا در شرق شهرستان دليجان در استان مركزي قرار دارد. سينقان از شمال به كوههاي تاغ در ودهستان اردهال واز جنوب به روستاي توت وچهارباغ ، از مشرق به نشلج از توابع كاشان ورشته كوههاي كركس (اردهال) واز مغرب به شهرستان نراق وتقريبا دليجان محدود مي گردد .


فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
آرشیو موضوعی
<-CategoryName->

نویسندگان
<-AuthorName->

پیوندها
<-LinkTitle->
قالب وبلاگ
طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ

نوشته های پیشین
<-ArchiveTitle->