بروبچه های سینقان
منوی وبلاگ

سلام
روستاي سينقان در ۳۴درجه و۵۷ دقيقه عرض جغرافيايي و ۵۰ درجه و۵۶ دقيقه طول جغرافيايي با ۲۱۳۰ متر ارتفاع از سطح دريا در شرق شهرستان دليجان در استان مركزي قرار دارد. سينقان از شمال به كوههاي تاغ در ودهستان اردهال واز جنوب به روستاي توت وچهارباغ ، از مشرق به نشلج از توابع كاشان ورشته كوههاي كركس (اردهال) واز مغرب به شهرستان نراق وتقريبا دليجان محدود مي گردد .
فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مقدمه
درباره سینقان
شعر شاعری
اخبار سینقان
مناسبتها
پایه نشین
شب پره
اردیبهشت سینقان
پیوندها
سینقان دشت
سینقان جوان
سینقان city
انجمن شعر کوهستان
هیئت جوانان حضرت علی اصغر (ع) سینقان
پاتوق بچه های دلیجان
سینقان
قالب بلگفا
طراح قالب

آقا جان سلام!!!
آمده ام امروز از شما حلالیت بطلبم هم برای خودم هم برای 98%
که برایت عزاداری میکنند.وای که چقدر شما مظلومی آقا جان!
فکر میکنم ما نه برای شما که باید برای خودمان عزاداری کنیم
برای مرگ انسانیتمان برای وداع با عشق به تو
برای گرفتار شدن در منجلاب دنیا که هر کداممان به نوعی در آن غرقیم
برای دور شدن از آنچه تو برای آن قیام کردی!
آری ما عزادار خودمانیم نه شما که شما زنده اید تا ابدیت هست
و جاری و سیالی زلالتر از هر آب در تاریخ!
ما عزادار خودمانیم آقا نه شما!
شما که همیشه روشنید مانند آفتاب که نه! آفتاب هم نورش را از شما وام گرفته آقا!
مگر عشق مردنی است که ما برایش عزاداری کنیم
دلمان را خوش کرده ایم به مقداری آهن پاره که به نام شما آقا جان و وفادارترین یاران
جاودانه ات چونان ابالفضل(ع) به دوش میکشیم.کمی هم زیر این آهن پاره ها میخندیم و
زور بازو به هم نشان میدهیم
تعدادی هم با کلکسیونهای مختلف از مد لباس و موو ابرو عینک ودوربینهای جورواجور
می آییم زن و مرد قاطی میشویم تا آنچه در جاهای دیگر نمیتوانیم اجرا کنیم به نام پاک تو
نشان دهیم آقا جان!حلالمان کن آقا!اینجوری هستیم
میرویم جایی که سینه میزنند تا آرام شویم و از چشم چرانی دور آنجا که ادعایشان معرکه است
نواهای غریبی میشنویم"لا اله الا حسین"
استغفر الله!!! اقا ترا به جان مادرت حلالمان کن
امده ایم با یاد تو آبی بر آتش درونمان بریزیم نه مشرک شویم
شرک از این آشکارتر.آقا جان کمی برایت درد دل کنم
ما چند گروهیم :عده ای که میاییم با زرق وبرق ظاهرمان خودنمایی کنیم
عده ای هم زور بازو نشان میدهیم.برخی هم فقط میخوانیم تمرین صدا میکنیم
برخی هم از زندگیمان تعریف میکنیم برای هم
بعضیها هم تماشاچیان خوبی هستیم مثل همیشه مثل آنها که در کربلایت تماشاچی شدند.
عد ه ای هم گاهی لخت میشویم و بر ستمهایی که به شما رفته و بر تشنگی شما و بچه هایت
گاهی چشممان را تر میکنیم تا از عذاب جهنم ایمن بمانیم
.اما آقا جان به خدا چند تایی هم هستند که یک گوشه مینشینند و و نه به خاطر تشنگی تو
که خاطر کوته فکری مردم زمانه تو که در روبروی خورشید پی نور بودند گریه میکنند
آرام بیصدا در دلشان.!!!
وقت نهار میشود.دیگهای نذری اماده پذیرایی از عزاداران است.یادمان میرود که
ما برای کسی نذر کرده ایم که درب خانه آنها همیشه برای فقرا باز بوده.برای کسی که
یتیم نوازیشان شهره بود.برای کسی که مادرش فرمود"الجار ثم الدار"
یادمان میرود آقاببخش شما!.یادمان میرود نذر شماست .اول سفارش اقوام دوستانمان را میکنیم از
نذری شما.پیرزنی ژنده پوش و تکیده با کودکی با لباسهای پاره میاید.یادم رفت وقت ناهار که میشود
همه درها را میبندیم که غریبه تو نیاید نکند از هیات دیگری بیاید.
نکند ناهار خورده باشد دوباره بخواهدبخورد.
خلاصه آن زن با کودکش می آید.
تا چشممان به ان زن ژنده پوش میافتد تشری به او میزنیم که برود
میگوییم غذا تمام شد انگار رستوران است.
مدتی میگذرد زن گوشه ای ایستاده میبیند ماشینهایی آنچنانی میایند چند نفر شکم گنده حاج بازاری که
احیانا100 هزر تومنی بابت نذری داده اند سر میرسند با اهل وعیال و شاید تیرو طایفه. تا آن صد تومنی
که نذرشماکرده اند آقا حرام نشود یک وقت.
چند نفری هم دست به سینه :"حاج آقا سلام خوش اومدید برای حاج آقا غذا بیارید.حاجی اومده صلوات بفرستید"حاجی می اید تا به همان اندازه که نذر شما کرده
در شکم گند ه اش بریزدوبرود
.پیرزن هم آن گوشه نشسته و نگاه میکند.بعد هم چادرش را سرش میکشد
ومیرود زیر لب هم میگوید" یا حسین!!!قربون بزرگیت"
آری آقا حلالمان کن.به خاطر ان 2 % که ترا میشناسند.ببخشمان آقا.
ما عزادار شما نیستیم که شما عزادار نمیخواهید.
ما عزادار خودمانیم آقا
حلالمان کن.حلال.آقا!!!
آقا حلالمان کن
نوشته شده توسط در جمعه 1386/10/28 ساعت 15:53 | لینک ثابت |
اسطوره وفا,ابالفضل(ع)
کنار دل ودست ودریا٬ابالفضل!
ترادیده ام بارها٬یا ابالفضل!
تواز آب می آمدی٬مشک بر دوش
و من ـدر توـ غرق تماشا٬ابالفضل!
اگردست میداد٬دل می بریدم
به دست تو از هردودنیا٬ابالفضل!
دل ـ از کودکی ـاز فرات آب میخورد
و تکلیف شب:آب٬بابا٬ابالفضل!
توـ لب تشنه ـ پرپر شدی شبنم اشک
به پای تو میریزم اما ٬ابالفضل!
فدک٬مادری میکند کربلا را
غریبی تو هم مثل زهرا ٬ابالفضل!
توراهرکه دارد زغم بی نیاز است
وفا٬بعد از این نیست تنها٬ابالفضل!
توباغیرت و آب و دست بریده
قیامت به پا میکنی یا ابالفضل!
(ابواقاسم حسینجانی)
نوشته شده توسط در پنجشنبه 1386/10/27 ساعت 15:3 | لینک ثابت |
عزای حسینی

بسْمِ الله الرَّحمنِ الرَّحيم
نوشته شده توسط پایه نشین در دوشنبه 1386/10/24 ساعت 2:34 | لینک ثابت |
اطلاعیه هیئت جوانان حضرت علی اصغر (ع) روستای سینقان
بسمه تعالی
صورتجلسه مشترک هیئت جوان حضرت علی اصغر (ع)، هیئت امناء مسجد جامع وحسینه و شورای اسلامی روستای سینقان در خصوص نحوه برگزاری مراسم محرم و صفر امسال بخصوص دهه اول محرم .
بر طبق تصمیم هیئت جوانان حضرت علی اصغر (ع) روستای سینقان وهمکاری هیئت امناء مسجد جامع وحسینه روستا وهمچنین شورای اسلامی روستا جلسه ای در شب عید سعید غدیر خم با حضور نمایندگان هیئات فوق ونماینده شورای اسلامی روستا ورئیس هیئت انصار علی اکبر (سینقانیهای مقیم کاشان) راس ساعت 7.30 پس از مراسم عید با تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید آغاز شد ودر شروع این جلسه سید اسماعیل هاشمی رئیس هیئت امناء مسجد با تشریح نحوه مراسم سال قبل وچگونگی بهتر برگزار شدن این مراسم در سال جاری واستفاده از نقاط قوت در مراسم آتی وبرطرف نمودن نقاط ضعف مراسم های گذشته به اتحاد ویکدلی همه اعضاء وهیئات تاکید نمودند . در این جلسه همه اعضا نقطه نظرات ، پیشنهادات وانتقادات خود را مطرح وپس از بحث تبادل نظر بین اعضاء موار زیر به تصویب همه اعضا رسید و مقرر گردید موارد زیر جهت هرچه باشکوه تر برگزار شدن مراسم امسال مدنظر همه اعضاء بوده وبه اطلاع مردم شهید پرور روستای سینقان رسانده شود .
1- مقرر گردید هیئت امنائ حسینه روستا که طی این یکسال زحمات فراوانی را جهت آماده سازی حسینه روستا انجام داده است . در حسنیه روستا مسئولیت تام داشته وساعت ونحوه پخش نذورات تحت نظر این هیئت امنا انجام گیرد . وهمچنین شورای اسلامی روستا بر این امر نظارت و هماهنگی لازم جهت جلوگیری از هرگونه اشکال را با هیئت امنا داشته باشد .
2- مقرر گردید پخش نذورات (شام) در حسینیه از شب اول محرم شروع گردد ودر پخش نذورات اعضاء هیئتی ،انتخابی از سوی هیئت امناء وشورای اسلامی حضور داشته باشند ودر خصوص پخش غذا در زنانه نیز از خانم های هیئتی استفاده شود . واستفاده از مرد در این امر فقط در مواقع ضرورت به تشخیص هیئت امناء حسینه وشورا صورت پذیرد .
3- پخش غذا در 7 شب اول پس از برگزاری مراسم ودر شبهای پایانی بعد از نماز مغرب وعشاء وقبل از مراسم عزاداری صورت خواهد گرفت و هیئت امناء حسینه قول مساعد داد بلافاصله پس از نماز شام در حسینه توزیع شود ودر صورت احتمال تاخیر این مورد یک ساعت قبل از نماز مغرب وعشاء به اطلاع نماینده هیئت جوانان حضرت علی اصغر(ع) برسد .
4- سخنران دهه اول محرم حجت الاسلام سید هادی هاشمی دعوت شده از سوی هیئت امناء مسجد جامع ومداحان حاج سیف الله باقری و حاج حسین اسماعیل بیکی دعوت شده از سوی هیئت جوانان حضرت علی اصغر می باشند . همچنین تاکید شد جهت استفاده از تمامی مداحانی که در شبهای پایانی به روستا تشریف می آورند با هماهنگی با این عزیزان برنامه ریزی گردد .
5- مسولیت برگزاری مراسم عزاداری در این ایام (حرکت دسته ها ، بلند کردن نخل ، شروع مراسم در مسجد مرحوم کربلایی غلامحسین ، خیمه سوزان و..)بر عهده هیئت جوانان حضرت علی اصغر (ع) می باشد که می بایست در خصوص برگزاری این مراسم در مسجد همکاری لازم را با هیئت امناء مسجد جامع داشته باشند .
6- سیاه پوش کردن کوچه ها و مسجد جامع روستا بر عهده اعضاء هیئت جوانان می باشد .ومسئولیت هماهنگی این موارد به عهده سید محمد رضا قهاری وسید محسن شفیعی از اعضاء هیئت نهاده شد.
7- به هیئت امناء هیئت های سینقانی های مقیم شهر ها اطلاع داده شود تا در صورت تمایل نظرات خود را جهت بهتر برگزار شدن مراسم ارائه دهند ودر صورت تمایا پلاکاردهای با نام هیئت خود را به نمایندگان هیئت جوانان جهت نصب در روستا تحویل دهند .
8- در خصوص سخنرانی سخنران ومداحی مداحان اهل بیت در مسجد وتعزیه خوانی وزمانبندی این امور برنامه ریزی با هیئت امنا مسجد روستا وشورای اسلامی وبا هماهنگی هیئت جوانان می باشد.
9- کلیه امور با هماهنگی شورای اسلامی روستا بوده وهماهنگی بین اعضاء هیئات وشورای اسلامی مستمر باشد همچنین دعوت از مسئلین شهرستان نیز به عهده این شورا می باشد.
در پایان این جلسه از آقای حسین اسماعیل بیکی نماینده ورئیس هیئت امناء هیئت انصار علی اکبر(سینقانی های مقیم کاشان ) به خاطر قبول زحمت وحضور در این جلسه وهمکاری های سال قبل این هیئت تشکر قدردانی شد.
این جلسه راس ساعت 8.40 با صلوات بر محمد وآل محمد پایان یافت.
اعضاء حاضر در جلسه :
1 – سید اسماعیل هاشمی، نماینده هیئت امناء مسجد جامع روستا وحسینه روستا
2- عباس علیخانی ، نماینده شورای اسلامی روستا ونماینده هیئت امنا مسجد جامع
3- حسین اسماعیل بیکی، نماینده هیئت انصار علی اکبر (سینقانیهای مقیم کاشان )
4- حسین ثرایی، رئیس هیئت جوانان حضرت علی اصغر (ع)
5- هادی اسماعیل بیکی،ازاعضاء هیئت امناء هیئت جوانان حضرت علی اصغر (ع)
6- سیدمحمدرضا قهاری،ازاعضاء هیئت امناء هیئت جوانان حضرت علی اصغر (ع)
7- سید محسن شفیعی ، از اعضاء هیئت امناء هیئت جوانان حضرت علی اصغر (ع)
(8- حسن محجوبی 9- قدرت الله اسماعیل بیکی 10- مهدی حسینی 11- رضا باقری 12- مصطفی آقا باقری) از اعضاء هیئت جوانان حضرت علی اصغر (ع)
نوشته شده توسط پایه نشین در دوشنبه 1386/10/17 ساعت 16:8 | لینک ثابت |
خبرهای جدید از آبادی
سلام
قرارمون اینه که حداقل دوهفته یکبار خبرهای دست اول ده رو تو این وبلاگ بنویسیم تا اونایی که فرصت رفتن به سینقان رو پیدا نمی کنن از طریق وبلاگ از اوضاع آبادی با خبر بشن .
راستش این هفته به بهانه عید سعید غدیر و دیدن پدر ومادر و فامیل های سید که اصولا نه در سینقان که در اکثر نقاط کشورمون رسم بر اینه که به دیدارشون برن فرصتی پیش اومد رفتیم به ده .
براتون بگم از ماشین حاجی غلامحسین محجوبی که روز پنج شنبه غلغله بود . راستش تو ماشین وقتی تو رکاب ایستاده بودم یاد روزهایی اوفتادم که مدرسه می رفتم . یاد ماشین آقا مندلی (خدا رحمتش کنه ) یاد حاج احمد اسماعیل بیکی ومینی بوسش که کاملا مشخص بود (خداوند بهش عمر با عزت بده . خدایی مرد زحمت کشی بوده وهست ). خلاصه کلی از اون خاطرات قدیم برام زنده شد . می دونم خیلی ها از اون دوران خاطره دارید .
بگذریم
با وجود این که میدونم خیلی از شما ها این چند روزه سینقون بودید ولی طبق روال دوست داریم اونهایی هم که نبودن از ده وخبرهاش مطلع باشن .
1- از هوا براتون بگم : هوای سینقون مثل خیلی از نقاط دیگه سرد بود سرمایی که ما به عنوان سرمای خشکه می شناسیمش . هوا سوز عجیبی داشت . البته روز شنبه ویکشنبه هوا آفتابی بود ولی سوز رو داشت . اینجور هوا بیشتر از همه کشاورز ها رو ناراحت کرده . بازار آب داغ بردن به پشت قله توسط اونهایی که گاو دارند وباز کردن شیرآبهای یخ زده هم مثل همیشه داغ بود . خدایی وقتی صبح از خواب بلند می شیم ومی بینیم مادر با ظرف آب گرم تو اون سرما میره پشت قله ، آب باز بکنه ، گاو بدوشه ، شیر جوش بیاره ، ماست وپنیر بسازه و..... بعد هم بذاره عقب ماشین من وشما که چیه ؟ بچمون ماست سینقونو دوست داره . چقدر یادشون هستیم ؟ چقدر کمکشون می کنیم ؟ اصلا کمک نکنیم . به خدا تشکر من و شما وبوسیدن دست های پینه بسته شون از هر چقدر پول که ما بهشون میدیم و می بالیم که پولش رو می دادیم ارزشش بیشتره . اونهایی که پدر ومادر داریم بیاین بیشتر به فکرشون باشیم وبیشتر بهشون سر بزنیم . .. وای کجا رفتم ؟
2- اکثر خونه ها کرسی گذاشته بودن . جاتون خالی این چند شبه همش به یاد اون روزها زیر کرسی خوابیدم نمی دونید جه حالی می داد وقتی تا خرخره می رفتی زیر جا
3- از نانوایی هم خبری نبود که نبود . زمینش هم همینطور افتاده بود . اون اتاقکی هم که گفتم دم درکریز ساختن از من نشنیده بگیرید مثل اینکه می خواستن یه عده رو بترسونن . حالا شما می گید نه در حال حاضر همون طور که یک ماه پیش بود اوفتاده .
4- شب وروز عید تو مسجد مراسم جشن بود حاج آقا صالحی سخنران بود و بازار مداحان هم الحمدالله داغ . بانی مراسم روز هم حاج آقا حسن قهاری پسر حاج آقانور بود شب قبلش هم عروسی پسرش در شهرستان محلات برگزار شده بود . اون روز هم در حسینیه روستا همه مردم رو ناهار دعوت کرده بود . ناهار هم ته چین مرغ بود . (انشاالله پسر وعروسش به پای هم پیر بشن وخدا وند نظرشون رو قبول کنه )
5- یه جلسه هم بعد از مراسم تو مسجد برگزار شده بود که گویا شورا وهیئت امناء مسجد وهیئت حضرت علی اصغر در مورد مراسم محرم وصفر برنامه ریزی می کردن . اینوفعلا به کسی نگین تا خبرش پخش بشه .
6- واما از مسائل سیاسی روز سینقان براتون بگم که شورای سینقان کماکان در حال فعالیت می باشد اما هنوز وضعیت دهیار روستا مشخص نیست . بعد از برکناری غلامحمد قنبری که مدتها بعد از روی کار آمدن شورا مسئله ای عجیب وغریب شده بود آقای ابراهیم کریمی به عنوان دهیار معرفی شد اما اینبار شنیدیم ابراهیم هم استعفا داده . از ما نشنیده بگیرید می گن دلیلش این بوده که استقلال کاری نداشته (یعنی براش تصمیم می گرفتن ). خلاصه شنیدیم که اینبار خانم ام البنین عابدی مسولیت خطیر دهیاری روستا رو به عهده گرفته .
7- وضعیت مسجد وحسینه هم به همت آقا اسماعیل هاشمی روبه راه شده بود مثل اینکه یک عده ثبت نام کردن وهر ماه 1000 تومان به مسجد کمک می کنن این طرح البته جواب هم داده وخیلی ها پول یکسالشون رو یکجا دادن کسانی هم که می خوان کمک کنند بشتابند . از حسینیه هم بگم دری که از تو باغ باز بود به علت نارضایتی صاحبان باغ مسدود شده وتردد از درهای بالا صورت می گیرد
دیگه خبری نبود





نوشته شده توسط پایه نشین در دوشنبه 1386/10/10 ساعت 22:30 | لینک ثابت |
عید ولایتعهدی امام علی (ع)
جلوه گر شد بار ديگر طور سينا در غدير
ريخت از خم ولايت مى به مينا در غدير
رودها با يكدگر پيوست كمكم سيل شد
موج مىزد سيل مردم مثل دريا در غدير
هديه جبريل بود« اليوم اكملت لكم»
وحى آمد در مبارك باد مولى در غدير
با وجود فيض« اتممت عليكم نعمتى»
از نزول وحى غوغا بود غوغا در غدير
بر سر دست نبى هر كس على را ديد گفت
آفتاب و ماه زيبا بود زيبا در غدير
بر لبش گل واژه « من كنت مولا» تا نشست
گلبُن پاك ولايت شد شكوفا در غدير
« بركه خورشيد» در تاريخ نامى آشناست
شيعه جوشيده ست از آن تاريخ آنجا در غدير
گرچه در آن لحظه شيرين كسى باور نداشت
مىتوان انكار دريا كرد حتى در غدير
باغبان وحى مىدانست از روز نخست
عمر كوتاهى ست در لبخند گل ها در غدير
ديدهها در حسرت يك قطره از آن چشمه ماند
اين زلال معرفت خشكيد آيا در غدير؟
دل درون سينهها در تاب و تب بود اى دريغ
كس نمىداند چه حالى داشت زهرا در غدير
"محمد جواد غفورزاده" (شفق)
نوشته شده توسط پایه نشین در چهارشنبه 1386/10/05 ساعت 18:14 | لینک ثابت |