تبليغاتX
بروبچه های سینقان

بروبچه های سینقان

منوی وبلاگ

درباره وبلاگ

سلام
روستاي سينقان در ۳۴درجه و۵۷ دقيقه عرض جغرافيايي و ۵۰ درجه و۵۶ دقيقه طول جغرافيايي با ۲۱۳۰ متر ارتفاع از سطح دريا در شرق شهرستان دليجان در استان مركزي قرار دارد. سينقان از شمال به كوههاي تاغ در ودهستان اردهال واز جنوب به روستاي توت وچهارباغ ، از مشرق به نشلج از توابع كاشان ورشته كوههاي كركس (اردهال) واز مغرب به شهرستان نراق وتقريبا دليجان محدود مي گردد .


فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
آرشیو موضوعی
مقدمه
درباره سینقان
شعر شاعری
اخبار سینقان
مناسبتها

نویسندگان
پایه نشین
شب پره
اردیبهشت سینقان

پیوندها
سینقان دشت
سینقان جوان
سینقان city
انجمن شعر کوهستان
هیئت جوانان حضرت علی اصغر (ع) سینقان
پاتوق بچه های دلیجان
سینقان
قالب بلگفا
طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ

یلدا

یلدا

 

دي ماه، در ايران کهن، چهار جشن را در بر داشت : نخستين روز ماه دي - که موضوع اين جستار است - و روزهاي هشتم، پانزدهم و بيست وسوم، سه روزي که نام ماه و نام روز يکي بود. 

امروز، از اين چهار جشن تنها شب نخستين روز دي ماه، يا شب يلدا، را جشن مي گيرند.  يعني آخرين شب پائيز، نخستين شب زمستان، پايان قوس، آغاز جدي و درازترين شب سال. 

واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است. ولادت خورشيد ( مهر، ميترا ) و روميان آن را ناتاليس انويکتوس يعني روز تولد ( مهر ) شکست ناپذير نامند. 

زايش خورشيد و آغاز دي را، آيين ها و فرهنگ هاي بسياري از سرزمين هاي کهن آغاز سال قرار دادند، به شگون روزي که خورشيد از چنگ شب هاي اهريمني نجات مي يافت و روزي مقدس براي مهر پرستان بود. 

آيين و جشن شب يلدا و يا شب چله بزرگ، تا به امروز در تمامي سرزمين کهنسال ايران و در بين همه قشرها و خانواده ها برگزار مي شود. 

يلدا را همچنين مي توان جشن و گردهمايي خانوادگي دانست. در شب يلدا خويشاوندان نزديک در خانهً بزرگ خانواده گرد مي آيند. به بياني ديگر در سرماي آغازين زمستان، دور کرسي نشستن و تا نيمه شب ميوه و آجيل و غذا خوردن و به فال حافظ گوش کردن از ويژگي هاي شب يلدا است.  

جشن خانوادگي : برگزاري مراسم يلدا، اگر بتوان نام جشن بر آن نهاد، آييني خانوادگي است، و گردهمايي ها به خويشاوندان و دوستان نزديک محدود مي شود. در کتاب ها و سندهاي تاريخي به برگزاري مراسم شب يلدا اشاره اي نشده است. ابوريحان بيروني از جشن روز اول دي ماه، که آن را خرم روز نامند، در دستگاه حکومتي و پادشاهي ياد مي کند و نامي از شب يلدا در ميان نيست، که مي توان به دليل خانوادگي و همگاني و غير رسمي بودن آن دانست.    

کنار کرسي : بي گمان براي جوانان نسل امروز کرسي گذاشتن، کنار يا دور کرسي نشستن نياز به توضيح و توصيف دارد. ابزارهاي گرمازاي تکنولوژي جديد - و نيز عامل هاي ديگر - کرسي و فرهنگ مربوط به آن را به دست فراموشي سپرده است.   در زمستانها، استفاده از کرسي براي گرم کردن خانه و دور کرسي نشيني معمولا از شب يلدا، نخستين شب زمستان، شروع مي شد و تا پايان چلهً بزرگ - و در برخي خانواده ها تا پايان چلهً کوچک - ادامه داشت. اعضاي خانواده از کوچک و بزرگ، دور کرسي، که روي آن را ميوه و آجيل پوشانده بود، مي نشستند.   

  تا مي توان ز فرش چو کرسي جدا مباش     

آتش به فرق ريز و مکن اختيار برف 

( ميرالهي همداني )

خوراک : در همهً جشن ها و آيين ها، در جامعه هاي ابتدايي يا متمدن، خوردن و آشاميدن بخشي از مشغوليت ها و سرگرمي هاي جمع را تشکيل مي دهد.  

براي شب يلدا، خوراک ويژاه اي نمي شناسم، و تهيه شام بستگي به وضع اقتصادي و روند تغذيه خانواده دارد. خوردني هاي ويژه شب يلدا ميوه هاي فصل تابستان چون خربزه، هندوانه، انگور، انار، سيب، خيار، به و مانند آن است. ميوه هايي که مي بايستي در اين شب تمامي آنها بجز سيب و به خورده شود و چيزي براي فردا، يعني فرداي زمستان باقي نماند. ميوه هايي را که شب يلدا بر آن مي گذشت نمي خوردند.   

به ياد دارم، سال های کودکی ام در سینقان ، در خانهً روستايي ما، خربزه و هندوانه و انار را در انبار گندم مي گذاشتند و انگور را يا همچنان که بر درخت بود، در کيسه ها مي کردند و يا در جايي خنک به بند مي آويختند. و در شب يلدا تمامي آنها مي بايستي خورده شود.  

آجيل و شب چره که شامل دانه هايي چون گندم و نخود برشته، تخم هندوانه و کدو، بادام، پسته، فندق، کشمش، انجير و توت خشک است، در بسياري از شب نشيني ها، مهماني ها و گردش ها فراموش نمي شد. ولي در شب يلدا مي بايست ( و مي بايد ) بر سر سفره باشد. خوردني هاي شب يلدا، در واقع، ميوه و آجيل است نه غذا. برخي از خانواده ها در شب يلدا، پس از خوردن شام، براي شب نشيني شب يلدا به خانهً خويشاوند بزرگتر مي روند.

فال حافظ : يکي از رسم هاي شب يلدا، فال حافظ گرفتن است. اگر رسم ها و آيين هاي ديگر يلدا را ميراثي از فرهنگ چند هزار ساله بدانيم ( که بايستي چنين باشد )، ولي فال حافظ گرفتن در شب يلدا   در سده هاي اخير به رسم هاي شب يلدا افزوده شده است.   

همه رسم ها و آيين هاي شب يلدا را ( بجز دور کرسي نشستن، که به اصطلاح نتوانسته است حرف خود را بر کرسي بنشاند ) تا آنجا که پژوهش ها اجازه مي دهد، در همهً شهرها و آبادي ها سراغ داريم.  

امروز نمود برگزاري آيين و رسم شب يلدا را ميتوان در روزهاي بيست و نهم و سي ام آذرماه، در بازارها و فروشگاه هاي ميوه و آجيل فروشي ها ديد. اين خريدها تا پاسي از شب يلدا ادامه دارد. در آخرين لحظه ها نيز کساني را مي بينيم که از سر کار برگشته و ميوه هايي چون خربزه و هندوانه و انار را که به آساني نمي توان در بخچال نگهداري کرد، مي خرند.  

باشد که اين جشن و آيين، که در حد جشن نوروز و به روايتي، خود جشن نوروز و سال نو بوده، با وجود اشاعه و دگرگوني هاي فني و صنعتي امروز، به عنوان گوشه اي از نمودهاي فرهنگي و قومي و تاريخي اين مرز و بوم، به دست فراموشي سپرده نشود.

همهً شب هاي غم آبستن روز طرب است 

يوسف روز ز چاه شب يلدا آيد

 

عید سعید قربان و بلند ترین شب سالتون مبارک

زیر کرسی کنار خانواده بهتون خوش بگذره


نوشته شده توسط پایه نشین در جمعه 1386/09/30 ساعت 0:35 | لینک ثابت |


خبر هایی از روستا

                                          از سینقان چه خبر

سلام

 فرصتی پیش آومد واین هفته سفری به ده داشتم ویک چند روزی را به بهانه صله رحم در روستا بیتوته کردم .

نمی دونم از کجا شروع کنم !!!!

راستش خیلی دوست داشتم روز پنج شنبه زود برسم وسری هم به گلزار بزنم ولی متاسفانه به موقع نرسیدم ومجبور شدم این برنامه را به روز بعد موکول کنم . براتون بگم سرمزار قو پر نمیزد . خلوت اصلا به این فکر افتادم که از این به بعد روزهای خلوت بیام سرمزار ادم رو خیلی عوض می کنه. وقتی می بینی این همه آدم که یک روز برای خودشون نام ونشانی داشتن الان تو این خلوت زیر این همه خاک ! وای ! . حالا اگر این شب جمعه هم نباشه تا بیایم سر مزارشون ویادمون بیاد که اینها هم بودن ، به خدا اینقدر درگیر مسائل زندگی شدیم که یادشون هم نیستیم تا با یادشون یه کم به خودمون بیایم .

خدا همه رفتگان را بیامرزه

 

بی خیال از آب وهوا براتون بگم روز جمعه صبح بارون خوبی اومد از روز بعدش هم هوا خوب شد من که راه افتادم دقیقا مثل بهار بود . به جز سه یا چهار سری باران پاییز امسال سینقان دیگه بارونی ندید ولی اونقدر زردی این فصل تو دهمون به چشم می خوره که آدم دلش می خواد هر روز بره دم زیارت خونی ، زیر باغچه ، مرغزار و... واز این طبیعت زیبا لذت ببره .

 

از اون اتاقک که دم در کریز ساخته شده براتون بگم که تقریبا تکمیلش کردن ولی خدایی از پست وگشت شبانه واز این جور مسائل هم خبری نبود از شورا پرسیدیم گفتند در دست اقدامه حالا این طرح چه موقع به بهربرداری برسه وچه کسی افتتاحش کنه نمی دونم . در ضمن از اون تاریخ که شروع به ساخت اتاقک کردن این قضیه دزدی هم نه که قطع نشد که گفته می شه موشها به خونه های محمد کاشی و سید مرتضی هاشمی هم رسوخ کردن ولی مثل اینکه پنیر وگردو وبادوم خوب گیرشون نیومده ودست خالی از همون سوراخ که وارد شدن اومدن بیرون

 

روز جمع دم خونه غلامحسین عمه نازه ویا به قول جوان های سینقان سر چهار راه دلگشا 10 الی 11 نفری جوان دیده می شد ولی روز بعد دو ، سه تایی بودن خلاصه اینکه هنوز می شه جوان تو آبادی پیدا کرد

 

مورد دیگه ای که توجه منو به خودش جلب کرد اینکه اکثر مردم سینقان از کاهگل خسته شدند ورو به ایزوگام وشیروانی اوردن وخلاصه بازار ایزوگام وشیروانی داغه . الان در حال حاضر نیمی از خانه های سینقان از سیستم کاهگل پشت بام به سیستم ایزوگام وشیروانی تغییر فرم داده اند شاید هم برای اینکه از پارو کردن برف راحت بشن ! نمیدونم!

 

اما قضیه مهمتر نانوایی روستاست که می خواستم در موردش مطالبی بنویسم . چند وقت پیش شورای روستا با هماهنگی یکسری از خیرین روستا تصمیم به راه اندازی نانوایی در روستا گرفتن وخوشبختانه قضیه را به صورت جدی دنبال کردند . چند وقتی از بحث در مورد این قضیه گذشته بود که متوجه شدیم منزل سید امیر میری درست در مرکز روستا یا میدان پایه به قیمت 15000000ریال خریداری شده . مبالغی که برای خرید زمین ، ساخت نانوایی و.... هزینه خواهد شد از محل صندوق هایی که چند سال پیش بین سینقانیها توزیع شد وتا کنون به گفته حاج محمود تیموری مصارف زیادی برای عمران روستا داشته وهمچنین کمک هایی که از سینقانی های مقیم شهرستان ها جمع آوری می شود تامین می گردد . در مورد اینکه آیا فرمانداری دلیجان در این خصوص کمکی می کند یا نه اطلاعی ندارم اما اینقدر براتون بگم که زمین خریداری شده توسط شورا گود برداری شده وآماده احداث ساختمان نانوایی است این ساختمان درست روبروی آب انبار قرار دارد در خصوص سوالی که یکی از نظر دهندگان در سایت در خصوص نحوه کمک کردن پرسیده بودن خدمتشون عرض کنم که هر هفته شب شنبه هیئت منزل یکی از سینقانی ها برگزار می شه که در اون مراسم کمک ها جمع آوری می شه می دونم که فردا شب ای مراسم منزل شیخ محمود باقری در دهکده المپیک برگزار می شه آدرس ندارم اگر کسی می دونه در قسمت نظرات بنویسه

چند دقیقه ای هم دم آب انبار ایستادم وبه این بنای زیبا خیره شدم یادم باشه در مورد این بنا در پست بعدی براتون بنویسم .

 

در آخر این چند تا عکس هم هدیه به شما عزیزان

 




 


این هم محل احداث نانوایی



نوشته شده توسط پایه نشین در پنجشنبه 1386/09/22 ساعت 22:55 | لینک ثابت |


کلبه باران
سلام

درسته دیر اومدم

خواستم از روستا بنویسم دیدم خبر زیادی ندارم تازه اون خبرهایی هم که دارم در قسمت نظرات خواهم نوشت .

 اما امروز می خواهم یکی دیگر از شاعران عزیز روستامون را خدمت شما معرفی کنم

یادتون هست گفتم این کلبه یعنی کلبه شعر وشاعری با پیگیری های حسین آقا شامحمدی و پیشنهاد این عزیز بزرگوار رونق گرفت .

حسین شاه محمدی  متخلص به موج  فرزند مرحوم کربلایی خدابخش شاه محمدی (خدایش بیامرزد)، مدیر اسبق وبلاگ سینقان یکی از شاعران توانمند روستامونه . در زیر قطعه غزلی از این عزیز بزرگوار که باعث رونق گرفتن این کلبه شد تقدیم حضور شما عزیزان می نمایم .

                          كلبه باران                               

بيا درون كلبه باران دم در خوب نيست

ايستادن در هواي بي كبوتر خوب نيست

  در كوچه اي كه پراست از فرازونشيب شب

تماشاي زمين خوردن رهگذر خوب نيست

وقتي رفيق مي شوي با صفتهاي نردبان  

انكار ريشه ي صنوبر خوب نيست     

دست خيس  "موج" دراز است تا درخت
 

بيا درون كلبه باران دم در خوب نيست

حسين شاه محمدي (موج)

با تشکر از این عزیز جهت ارسال شعر زیباشون



نوشته شده توسط پایه نشین در جمعه 1386/09/09 ساعت 17:37 | لینک ثابت |


شعری از صفر عمو غلام

سلام

چندی پیش که ایمیلم راچک می کردم مطلبی ارسالی از حسین آقا دیدم که  خیلی خوشحالم کرد . بنا بر پیشنهاد ایشان تصمیم گرفتیم کلبه شعر وشاعریمون را هم رونقی بدیم . ضمن تشکر از حسین آقا از ایشان عذرخواهی می کنم چرا که قرار بود شعر ایشان در وبلاگ ثبت شود اما به تقاضای یکی از دوستان ابتدا از شاعر پیشکسوت دهمون شروع کردیم . تا انشالله در پست های آتی از اشعار ایشان استفاده کنیم. از بقیه شاعرها ی دهمون میخواهیم با ارسال اشعارشون در راه اندازی این کلبه ما را یاری نمایند.


 

امروز می خواهم یکی از شاعران توانمند روستامون را که بیشتر در زمینه شعر فکاحی فعالیت دارد خدمت شما معرفی کنم .

 

همه شما سینقونی ها صفر عمو غلام را می شناسید .همون که کلبه یا کله گعرایی به نامش معروفه وهمه اون کلبه را به نام کله صفر می شناسند .

صفرکریمی معروف به صفر عمو غلام پدر یکی از شهداء والامقام روستامون شهید احمد کریمی یکی از پا به سن گذاشته های روستاست که دلی بسیار جوانتر از سنش دارد. وی در محله میولا یکی از محله های پشت قله ساکن می باشد .صفر در روستا ودر مزرعه گعرایی با داشتن زمین کشاورزی به کار کشاورزی مشغول بوده وهر از گاهی شعری برای دل خودش وشاد کردن مردم روستا می سراید اغلب شعرهای وی در زمینه طنز است اما در اشعارش نکات آموزنده بسیاری نهفته است  .

در زیر شعری از این شاعرعزیز براتون نوشتم که در مورد فراوان گشتن آب در روستا در سالی که گذشت سروده است که در آن نکات زیادی را به من وشما گوشزد کرده است. این شعر در جشن میلاد یکی از ائمه در مسجد توسط سید اسماعیل هاشمی قرائت شد.

خداوند روح شهید والامقامش ودیگر شهداء روستامون را غریق رحمت نموده ما را از شفاعتشان محروم نگرداند  وسایه این پدر شهید را بر سر خانواده اش حفظ نماید . انشاالله

 

 کـنید  شـکر  خـدا  از  بـهـر  یـاری                       کـه بـاران آمـد و شـد آب جــاری

علفزار  است  همه  دشت  و  بیابان                       نـباشـد  حاصـلی  بـایــد  بـکـاری

ولــی  افسوس  که  ما  جمله  پیریم                        چـو مـا را آب بـرد مـاتم بگــیریم

زمـین ها  سفـت  گردیده  علف زار                       دگر از  ما  نمی آیـد   دمـی  کـار

فراوان گشته آب و  ما جان  نداریم                        که تا از بهر خود حاصل  بکاریم

جوانان رفتند  اندر  شهر  و  حومه                        شـدند خـان و دگـر با ماشین اومه

نگیرد  یک  جوان  در  دست  بیلی                        نکنـد  صـورتـش  آفتـاب  نـیلــی

بـیارند  بهـر  ما  آدامس  و چی توز                       برنـد از پیش ما مـاست وشیـر بز

خانـم هـاشون  دیـگه  گشـتند راننده                        بـه ریـش و گیـس ما میـکنند خنده

میگـند  بابـا  چــرا  اینقدر  سیـاهـی                       همیـشه پر ز خـاک و پر ز کـاهی

سـلامـش  میکنـم  میگویه  مــرسی                        ز اطـوار  دگـش  از  مـن  نپرسی

هـمـه  مـردند  کشـاورزان  پـیشـین                        خـدا رحـمت کـناد مـردان با دیــن

زنـان  پیـر  مــا  مـانده  بـه  دوران                        بـه  میـخ  کـردند  کلاه  پیرمردان

زمیـن و بـاغ و بستـان مانده خـالـی                        بگیرید  عبرت  یـاران  عـزیـزان

زمـانـی آید کـه مــا هــم  نـبـاشـــیـم                        از ایــن دار فنـا مـا رفـتـه بـاشـیـم

عـجـب دارم از این چـرخ زمـونــه                        کـه بیند مـرده  و غـافل مـی مونه

چقدر در دشت و صحرا داد کردند                       زن  و  ناموس  هم  بر  باد  کردند

بـرای چنـد بار آب و ذره ای خـاک                       به  فرق  هـم  زدند  فریاد  کـردنـد

صـفـر گـویـد بیـایـیـد ای عـزیـزان                   بگـیریم عـبـرت از مـرگ رفـیقـان

    


نوشته شده توسط پایه نشین در جمعه 1386/09/02 ساعت 20:25 | لینک ثابت |


بروبچه های سینقان

بروبچه های سینقان

منوی وبلاگ

درباره وبلاگ

سلام
روستاي سينقان در ۳۴درجه و۵۷ دقيقه عرض جغرافيايي و ۵۰ درجه و۵۶ دقيقه طول جغرافيايي با ۲۱۳۰ متر ارتفاع از سطح دريا در شرق شهرستان دليجان در استان مركزي قرار دارد. سينقان از شمال به كوههاي تاغ در ودهستان اردهال واز جنوب به روستاي توت وچهارباغ ، از مشرق به نشلج از توابع كاشان ورشته كوههاي كركس (اردهال) واز مغرب به شهرستان نراق وتقريبا دليجان محدود مي گردد .


فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
آرشیو موضوعی
<-CategoryName->

نویسندگان
<-AuthorName->

پیوندها
<-LinkTitle->
قالب وبلاگ
طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ

نوشته های پیشین
<-ArchiveTitle->